
تضاد صیانت و توسعه در مدیریت شهری
مدیریت شهری در ایران با چالشی جدی روبروست: حضور نهادهایی که با عنوان «صیانتی» فعالیت میکنند. در حالی که هدف اولیه این دستگاهها حفاظت از هویت محیطی و تاریخی شهرهاست، اما در عمل، بسیاری از این مقررات به سدی در برابر اجرای پروژههای توسعهای تبدیل شدهاند. این وضعیت باعث شده تا مرز میان «حفاظت منطقی» و «ممانعت بیدلیل» کمرنگ شود و توسعه شهری در بسیاری از نقاط متوقف گردد.
خطر تبدیل صیانت به سنگری برای بیتحرکی
یکی از نکات کلیدی در این بحث، تبدیل شدن مفاهیم صیانتی به بهانهای برای توقف پروژههاست. وقتی دستگاههای اجرایی نتوانند راهکارهای جایگزین برای پیشرفت ارائه دهند، اغلب به قوانین سختگیرانه صیانتی پناه میبرند. این رویکرد، نه تنها توسعه را متوقف میکند، بلکه باعث میشود ساختارهای قدیمی و فرسوده در پوششی از «حفاظت»، باعث کاهش کیفیت زندگی شهروندان شوند و فرصتهای نوسازی از دست برود.
این تقابل میان نگاه توسعهگرا و نگاه صیانتی، پیامدهای گستردهای در بخش مسکن و زیرساختها دارد:
- کند شدن روند صدور مجوزهای ساخت و بازسازی در مناطق حساس شهری.
- افزایش هزینههای اجرای پروژههای زیربنایی به دلیل تغییرات مکرر طرحها برای جلب رضایت نهادهای نظارتی.
- ایجاد تضاد میان نیازهای جاری جامعه برای مسکن و قوانین صلب صیانتی.
- تبدیل شدن بروکراسی اداری در دستگاههای صیانتی به مانعی برای نوسازی بافتهای فرسوده.
توازن میان توسعه و صیانت نیازمند بازنگری در رویکرد دستگاههای نظارتی است. هدف نهایی باید رسیدن به وضعیتی باشد که این نهادها بهجای ایجاد بنبستهای اداری، نقش تسهیلکننده را در پیشبرد توسعه پایدار ایفا کنند و صیانت را نه به عنوان مانع، بلکه به عنوان چارچوبی برای توسعه باکیفیت تعریف کنند.