
منطق بازار ارز از دیدگاه رئیس مجلس
قالیباف معتقد است بالا و پایین رفتن نرخ ارز را نمیتوان صرفاً به یک توییت نسبت داد. او استدلال میکند وقتی ارز در قیمتهای بالاتر معامله میشود، لزوماً تقاضایی در آن سطح قیمتی وجود داشته است، هرچند بخشی از این تقاضا ممکن است واقعی نباشد و ریشه در سفتهبازی داشته باشد.
او برای تبیین این موضوع مثالی میزند: اگر نرخ رسمی ارز ۶۰ هزار تومان باشد اما در بازار ۹۰ هزار تومان معامله شود، فروشنده طبیعتاً ترجیح میدهد دارایی خود را با قیمت بالاتر معاوضه کند. در نگاه اول، این رفتار اقتصادی فروشنده کاملاً قابلفهم است، اما این تحلیل تنها بخشی از ماجرا را روایت میکند.
حلقه مفقود در تحلیل تقاضای ارزی
مسئله این نیست که معامله در قیمت بالاتر انجام شده، بلکه سؤال اصلی این است که این قیمت توسط چه حجمی از معاملات ساخته شده است. تفاوت میان معامله با ۱۰۰ دلار و ۱۰۰ میلیون دلار، ماهیت قیمت مرجع را تغییر میدهد. در اینجا باید به خریداران نگاه کرد و پرسید چه کسی و با چه هدفی ارز میخرد؟
- تأمین نیازهای وارداتی و تجاری
- هزینههای سفر و گردشگری
- تلاش برای حفظ ارزش داراییها در برابر تورم
- خروج سرمایه از کشور
- سفتهبازی و نوسانگیری محض
بدون پاسخ به این پرسشها، صرفِ ثبت یک معامله در قیمت بالا، برای تبدیل شدن به «مرجع ارزش ریال» کافی نیست و نمیتواند به عنوان تنها دلیل تضعیف پول ملی پذیرفته شود.
خطر تضعیف ریال از طریق پیامهای متناقض
زمانی که تحلیلی از تریبون ریاست مجلس مطرح میشود، مخاطبان آن مردم هستند. خطر اصلی جایی آغاز میشود که مردم از این منطق نتیجهگیری کنند هر کس زودتر ریال خود را به دلار، طلا یا سایر داراییها تبدیل کند، بهتر میتواند سرمایهاش را حفظ کند.
این وضعیت، فشار مضاعفی بر پول ملی وارد میکند. سیاستگذار در مقابل این موج، باید دلیلی منطقی و ملموس برای نگهداری ریال ارائه دهد. در غیر این صورت، توجیه رفتار بازار بدون ارائه راهکار برای تقویت ریال، تنها مسیر را برای خروج بیشتر سرمایهها هموار میکند.