
سومین نشست از سلسله جلسات «نظام نوین تأمین اجتماعی؛ چیستی، چرایی و چگونگی» با حضور جمعی از مدیران، پژوهشگران و اندیشمندان برگزار شد. در این نشست، مهدی کرباسیان با نگاهی به تاریخچه مدیریت این نهاد، تأکید کرد که تأمین اجتماعی را نباید صرفاً یک سازمان اداری دید، بلکه این مجموعه در واقع آینده کشور است و باید مورد حمایت ویژه حاکمیت قرار گیرد.
ریشههای تاریخی و لغو قانون جرایم
ناترازی مالی سازمان تأمین اجتماعی یک اتفاق ناگهانی نیست و به سالها پیش بازمیگردد. کرباسیان بازه زمانی سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۲ را نقطه آغازین این بحران دانست. در این دوران، لغو قانون جرایم تأمین اجتماعی باعث شد ابزارهای وصول حقبیمه به شدت محدود شود.
در آن سالها، سازمان برای دریافت مطالبات خود تنها ابزاری داشت و آن هم عدم تمدید دفترچههای درمان بود. این رویه که منجر به الصاق مُهر در دفترچهها میشد، نه تنها مشکل مالی را حل نکرد، بلکه موجی از نارضایتی را در میان کارگران ایجاد کرد. کرباسیان اشاره کرد که برای بازگرداندن این قانون و جلب نظر شورای نگهبان، تلاشهای زیادی صورت گرفت.
بدهیهای دولت و پیدایش شستا
عدم پرداخت منظم سهم ۳ درصدی دولت در حقبیمهها، ضربه دوم را به بدنه مالی سازمان زد. انباشت این مطالبات در سالیان گذشته، در نهایت منجر به شکلگیری شرکت سرمایهگذاری اجتماعی (شستا) شد تا بخشی از این خلأهای مالی پوشش داده شود.
عوامل ساختاری و عملیاتی ناترازی
علاوه بر مسائل قانونی و بدهیهای دولت، عوامل دیگری نیز در ایجاد ناترازی نقش داشتهاند. کرباسیان بر این باور است که بسیاری از مسئولان، شناخت درستی از سازمان تأمین اجتماعی ندارند و این نهاد را با سازمانهای حمایتی اشتباه میگیرند.
از دیگر عوامل کلیدی که فشار مالی بر سازمان وارد کرده است، موارد زیر است:
- روند بازنشستگی پیش از موعد
- مدیریت و هزینههای مربوط به مشاغل سخت و زیانآور
- فقدان حمایت ویژه حاکمیتی متناسب با جایگاه استراتژیک سازمان