
پنج هدف استراتژیک؛ ثبات در اهداف، تغییر در ابزارها
هفته دفاع مقدس را نباید تنها فرصتی برای مرور خاطرات دانست، بلکه این ایام زمان مطالعه یک نقشه راهبردی است. تحلیلها نشان میدهد دشمنان برای تحمیل جنگ، پنج هدف بنیادین را دنبال میکردند: مقابله با اسلام انقلابی، تخریب انقلاب اسلامی، تجزیه خاک ایران، جلوگیری از سازندگی و توسعه ملی و در نهایت، حفاظت از رژیم صهیونیستی.
این پنج محور، ستونهای یک پروژه بینالمللی بودند که در سالهای نخست انقلاب تلاش کردند ایران را در میدان نظامی متوقف کنند. اما واقعیت امروز این است که اهداف تغییر نکردهاند، بلکه ابزارهای دسترسی به آنها متحول شده است. میدان نبرد از خرمشهر به حوزههای پیچیدهتری منتقل شده است.
جنگ ترکیبی؛ جبهههای جدید نبرد
دشمن اکنون به جای جنگ سخت و تمامعیار، رویههای جدیدی را جایگزین کرده است. ابزارهای فعلی شامل موارد زیر است:
- جنگ ترکیبی و عملیات روانی گسترده
- تحریمهای شدید و فشار اقتصادی
- جنگ رسانهای برای تخریب اعتماد ملی
- نفوذ و ایجاد اختلافهای قومی و مذهبی
- تلاش برای عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی
در این وضعیت، اقتصاد، رسانهها و افکار عمومی به میدانهای اصلی دفاع تبدیل شدهاند.
تغییر محاسبات واشنگتن و بازدارندگی ایران
آمریکا پس از تجربههای متعدد در غرب آسیا به این نتیجه رسید که رویارویی نظامی مستقیم با ایران هزینههای سنگینی دارد و به نتایج راهبردی نمیرسد. به همین دلیل، واشنگتن مسیر خود را به سمت جنگ اقتصادی و محاصره دریایی تغییر داد تا فشار را بدون درگیری مستقیم نظامی افزایش دهد.
برای ایجاد بازدارندگی پایدار در برابر این فشارها و تغییر محاسبات آمریکا، تقویت مولفههای قدرت ملی ضروری است. این مسیر نیازمند ترکیبی از اقدامات زیر است:
- افزایش انسجام اجتماعی و تابآوری ملی
- بهکارگیری دیپلماسی هوشمند در کنار بازدارندگی نامتقارن
- هماهنگی نزدیک با جبهههای مقاومت و مدیریت بهینه افکار عمومی
تجربه تاریخی ثابت میکند جوامعی که تابآوری بالایی دارند، در برابر فشارهای خارجی مقاومترند. اجرای راهبرد پاسخ ترکیبی با ضربالاجل مشخص، میتواند آمریکا و شرکایش را به پذیرش قواعد جدید در تعامل با ایران وادار کند.