پریسا ارجمندی در گفتگو با خبرگزاری
ایسنا، به بررسی ابعاد مختلف استعداد کودکان پرداخت. او توضیح داد که استعداد به معنای آمادگی نسبتاً بالاتر کودک برای یادگیری و عملکرد در یک حوزه خاص است؛ به عنوان مثال، کودکی که چند بار
آموزش دیده باشد، میتواند الگوی
موسیقی را سریعتر تشخیص دهد. علاقه اما چیزی است که کودک دوست دارد و از انجام آن لذت میبرد، اما لزوماً به معنای توانمندی بالا نیست. مهارت نیز چیزی است که کودک از طریق آموزش، تمرین و تجربه یاد گرفته است، بنابراین ممکن است کودکی علاقه زیاد ولی استعداد متوسط داشته باشد یا استعداد بالایی داشته باشد و هنوز علاقهای به آن حوزه پیدا نکرده باشد.
ارجمندی در مورد بهترین سن برای شناسایی استعدادها گفت: سن جادویی خاصی برای این کار وجود ندارد. در زیر 6 سال میتوان به نوعی غربالگری اولیه انجام داد، اما باید توجه داشت که در این سن رشد مغز و مهارتها بسیار سریع است و نمیتوان نتیجه را بهعنوان یک پیشبینی قطعی تلقی کرد. در سالهای پیشدبستانی و دبستان، با مشاهده نظاممند و ارزیابی چندوجهی میتوان تصویر دقیقتری از تواناییهای کودک به دست آورد. با افزایش سن نیز ثبات برخی از این تواناییها بیشتر میشود.
وی همچنین مراحل استعدادیابی استاندارد را تشریح کرد: این فرایند نباید محدود به یک آزمون باشد و باید جامع و چندجانبه باشد. شامل مصاحبه با والدین برای بررسی سابقه رشد و علایق کودک، دریافت گزارش از معلم و محیط آموزشی، مشاهده کودک در موقعیتهای طبیعی و فعالیتهای مختلف و ارزیابی تواناییهای شناختی با ابزارهای معتبر است. همچنین باید به بررسی ابعادی مانند حل مساله، خلاقیت، زبان، حافظه، توجه و مهارتهای حرکتی پرداخته شود. علاوه بر این، علاقه و انگیزش کودک نیز در این فرایند اهمیت دارد. در صورت نیاز میتوان از بازی و فعالیتهای ساختاریافته برای مشاهده رفتار کودک بهره برد. در نهایت، به جای برچسبزنی، باید پروفایلی از نقاط قوت و زمینههای قابل پرورش به
خانواده ارائه داد.