
مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، تأکید میکند که واکنش به حادثه در کلانشهری مثل تهران باید تا حد زیادی خودکار و غیرمتمرکز باشد. در دقایق نخست وقوع زلزله، سرعت عمل در کنترل شریانهای حیاتی شهر تعیینکننده حجم تلفات است.
مدیریت شریانهای حیاتی و توقف تردد شهری
اولین اولویت در دقایق ابتدایی، جلوگیری از حوادث ثانویه است. قطع سریع گاز در مناطق آسیبدیده برای پیشگیری از انفجار و آتشسوزی، در کنار قطع برق در محدودههای تخریبشده، از اقدامات فوری است. البته در این میان، حفظ جریان برق در مراکز فرماندهی و بیمارستانها باید با اولویت مطلق دنبال شود.
سیستم حملونقل شهری نیز باید واکنش سریعی نشان دهد. مترو موظف است قطارها را در نزدیکترین ایستگاه متوقف کرده و تخلیه هدایتشده مسافران را آغاز کند تا از سردرگمی و تراکم جمعیت در تونلها جلوگیری شود.
باز کردن مسیرهای امدادی و تریاژ بیمارستانی
ترافیک و قفل شدن خیابانها معمولاً بزرگترین مانع در مسیر امدادرسانی است. در چنین شرایطی، پلیس باید با قاطعیت از ورود خودروهای شخصی به مناطق بحرانی جلوگیری کند. هدف این است که مسیرهای اصلی برای عبور آمبولانسها، ماشینهای آتشنشانی و نیروهای امدادی کاملاً باز بماند.
همزمان، بیمارستانها باید وضعیت اضطراری را فعال کنند. استفاده از فضاهای باز بیمارستانی برای ایجاد مراکز تریاژ، امکان پذیرش حجم بالای مصدومان را فراهم میکند و از هرجومرج در بخشهای داخلی جلوگیری میکند.
نقش گروههای محلی در دقایق طلایی
در کنار نیروهای رسمی، تکیه بر گروههای داوطلب محلی در دقایق نخست حیاتی است. این گروهها میتوانند در عملیاتهای اولیه مشارکت کنند، از جمله:
- انجام جستوجوهای اولیه برای یافتن مصدومان در آوار
- ارائه کمکهای اولیه به آسیبدیدگان
- قطع شیرهای گاز و برق در مجتمعهای مسکونی
- ایجاد و هدایت مردم به نقاط تجمع ایمن
چالش ارتباطات و ضرورت تمرینات پیشگیرانه
اختلال در شبکه تلفن همراه و اینترنت، بزرگترین تهدید برای هماهنگی است و میتواند تمام برنامهها را مختل کند. به همین دلیل، دستگاههای اجرایی نباید منتظر دستورات مرکزی بمانند. آنها باید پیش از وقوع بحران، وظایف خود را بهطور دقیق تمرین کرده باشند تا حتی در صورت قطع کامل ارتباطات، اقدامات اضطراری را بهصورت مستقل و سریع آغاز کنند.