
فراتر از یک نشست دیپلماتیک
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران برای شرکت در بیست و پنجمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای راهی بیشکک شد. این سفر را نباید صرفاً یک دیدار رسمی میان کشورهای آسیایی دانست. اتفاقاً این نشست را باید در دل تحولات کلانی دید که طی سالهای اخیر در نظام بینالملل رخ داده است. حضور همزمان ایران، چین، روسیه، هند و پاکستان در این جمع، پیامی روشن به جهان میفرستد.
در حالی که ایالات متحده تلاش میکند با ابزار تحریم، فشار اقتصادی و سیاستهای یکجانبهگرایانه، دامنه نفوذ خود را در جهان حفظ کند، این اجلاس نشان میدهد موازنه قدرت در حال تغییر است. ایران در این معماری جدید، فرصت دارد تا از یک بازیگر صرفاً منطقهای به یکی از حلقههای حیاتی ارتباطی میان شرق و غرب تبدیل شود.
شکست استراتژی انزوای تهران
سیاست فشار حداکثری آمریکا اگرچه هزینههای اقتصادی سنگینی را بر دوش ایران گذاشت، اما در هدف اصلی خود یعنی جدا کردن تهران از محیط پیرامونی و قدرتهای بزرگ آسیایی شکست خورد. ایران در سالهای اخیر با نگاهی راهبردی، روابط خود را با چین، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی تقویت کرد؛ عضویت در سازمان همکاری شانگهای، نقطه اوج همین مسیر است.
حضور رئیسجمهور ایران در کنار رهبران چین و روسیه، فرصتی است تا تهران منافع خود را در بستری چندجانبه پیگیری کند. این حضور به دنیا ثابت میکند که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران هرگز محدود به رابطه با غرب نیست و تهران مسیرهای جایگزین و قدرتمندی را برای پیشبرد اهداف خود برگزیده است.
ژئوپلیتیک؛ کلید تبدیل مزیت جغرافیایی به قدرت اقتصادی
جذابیت سازمان شانگهای برای ایران بیش از هر چیز در ظرفیتهای اقتصادی و جایگاه ژئوپلیتیک آن نهفته است. اعضای این سازمان بخش بزرگی از جمعیت و تولیدات اقتصادی جهان را در اختیار دارند و مسیرهای حیاتی انرژی و ترانزیت از قلمرو آنها میگذرد.
ایران به دلیل موقعیت استراتژیک میان خلیج فارس، آسیای مرکزی و قفقاز، میتواند به مهمترین حلقه اتصال این مجموعه تبدیل شود. برای تبدیل این مزیت جغرافیایی به قدرت اقتصادی واقعی، تمرکز بر محورهای زیر ضروری است:
- توسعه و بهینهسازی کریدورهای ترانزیتی بینالمللی.
- گسترش همکاریهای ریلی و زیرساختی با کشورهای عضو.
- تقویت بنادر تجاری برای تسهیل تبادلات کالا.
- توسعه همکاریهای انرژی در سطح منطقهای.