
جنگی که در اکسلها آغاز شد
جنگهای مدرن دیگر تنها با شلیک گلوله یا پرتاب موشک تعریف نمیشوند. در ادبیات استراتژیک امروز، نبردها مدتها پیش از اولین درگیری نظامی، در جداول اکسل و تحلیلهای اقتصادی شکل میگیرند. رویدادهای سه سال گذشته ایران، شامل یک جنگ کوتاه، اصلاحات ارزی، موج تورم و آشوبهای خیابانی، در نگاه اول اتفاقاتی پراکنده به نظر میرسند، اما تحلیل سیستمی نشان میدهد هر یک از این حلقهها، پیششرط وقوع حلقه بعدی بوده است.
خلاء فرماندهی و ضربه به بازدارندگی
جنگ ۱۲ روزه فراتر از یک تقابل نظامی، در واقع جراحی دقیقی روی ساختار فرماندهی بود. شهادت فرماندهان ارشد سپاه، ارتش، بسیج و نیروی انتظامی، هزینهای انسانی داشت، اما پیامد ادراکی آن بسیار خطرناکتر بود؛ تصویری از تزلزل اقتدار که در ذهن سه گروه مختلف نفوذ کرد:
- غربگرایان داخلی:که این اتفاق را سندی بر بیفایده بودن سیاست مقاومت تلقی کردند.
- شبکههای نفوذ:که آن را سیگنالی برای آغاز فصل عملیات داخلی دانستند.
- واشنگتن و تلآویو:که این مرحله را پایان ارزیابی و آغاز گام بعدی شناسایی کردند.
دشمن به این نتیجه رسید که حذف فیزیکی فرماندهان شاید بازدارندگی را کم کند، اما به تنهایی منجر به سقوط نظام نمیشود. برای رسیدن به هدف نهایی، ابزاری قدرتمندتر از موشک نیاز بود: ایجاد نارضایتی گسترده عمومی.
تغییر جبهه؛ از پدافند هوایی تا سفره مردم
وقتی بمبها نتوانستند هدف خود را کامل کنند، قبضها و فاکتورهای خرید جایگزین شدند. جبهه نبرد از آسمان به بازار منتقل شد و سلاح اصلی، نرخ ارز شد. هدف این جابهجایی ساده بود: انتقال فشار از ساختارهای نظامی به سفرههای شام خانوادهها. در این استراتژی، نرخ ارز نه یک متغیر اقتصادی، بلکه ابزاری برای تحریک اعصاب حساس اقتصاد ایران و ایجاد فشار اجتماعی است تا خلأهای ایجاد شده در بدنه فرماندهی، با فشار از پایین پر شود.