
ترازنامه بحران: از رکود تا بیکاری
اقتصاد ایران سالهاست با تورم مزمن و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکند. اکنون متغیرهای جدیدی مثل تنشهای نظامی، تحریمهای ثانویه آمریکا و محاصره دریایی، فشار بر درآمدهای ارزی را دوچندان کرده است. دادههای موجود نشان میدهد فشار تورمی به شکلی گسترده در بدنه جامعه نفوذ کرده و ابعاد رشد منفی اقتصاد را عیان میکند.
وضعیت فعلی را میتوان در چند عدد کلیدی خلاصه کرد:
- تورم نقطهبهنقطه در ایران به حدود 89 درصد رسیده است.
- صندوق بینالمللی پول رشد منفی 5.4 درصدی را برای اقتصاد کشور پیشبینی کرده است.
- نرخ بیکاری با رشد 1.8 واحد درصدی به 9.1 درصد رسیده است.
- تعداد شاغلان در بهار سال جاری نسبت به سال گذشته حدود 450 هزار نفر کاهش یافته است.
چرخه مرگبار خلق پول و انتظارات تورمی
جبران کسری بودجه از مسیر خلق پول، در اقتصادی که توان افزایش تولید ندارد، خطرناکترین نسخه ممکن است. این رویه نهتنها باعث جهش قیمت داراییها میشود، بلکه انتظارات تورمی را در جامعه تثبیت میکند. وقتی نقدینگی بدون پشتوانه تولیدی رشد میکند، پول ملی ارزش خود را از دست میدهد و رفاه خانوارها به سرعت سقوط میکند.
این وضعیت باعث میشود اقتصاد در چرخهای گرفتار شود که در آن کنترل تورم هر روز دشوارتر میشود. تندروی در تصمیمات داخلی و فشار همزمان خارجی، این مسیر را تسریع کرده است.
مرز میان تورم مزمن و ابرتورم
مهدی پازوکی، اقتصاددان، معتقد است سیاست خارجی مستقیماً بر وضعیت اقتصادی اثر میگذارد. او هشدار میدهد که عدم تفاهم با آمریکا میتواند منجر به همراهی کامل اتحادیه اروپا با واشنگتن شود و در نتیجه مشکلات اقتصادی را چندین برابر کند.
از نظر پازوکی، ابرتورم زمانی رخ میدهد که اقتصاد پیشتر دچار تورم مزمن شده باشد. ایران اکنون با یکی از بالاترین نرخهای تورم جهان روبروست و همین موضوع فاصله میان تورم مزمن و ابرتورم را به شدت کاهش داده است. در چنین شرایطی، هر شوک خارجی یا خطای سیاستی در داخل میتواند ماشه ابرتورم را بچکاند.