
واشنگتن سالها میلیاردها دلار هزینه کرد تا این باور را در جهان نهادینه کند که تسلیحاتش با دقت میلیمتری عمل میکنند و جان غیرنظامیان را به خطر نمیاندازند. این روایت، ستون مشروعیت اخلاقی سیاست خارجی آمریکا بود تا القا کند فناوری نظامیاش میتواند یک هدف مشخص را در میان انبوهی از اهداف دیگر شکار کند، بدون آنکه آسیبی به مردم عادی برسد.
تراژدی در کوهستک؛ وقتی موشکها به عروسی میرسند
شامگاه یازدهم شهریور، آرامش شهر کوهستک در سیریک استان هرمزگان با صدای انفجار شکسته شد. هدف این حمله، خانهای بود که در آن مراسم عروسی برپا بود. چهار نفر، از جمله کودکی چهار ساله، جان باختند و بیش از ۷۰ نفر دیگر زخمی شدند. این حادثه، جایی که موسیقی جای خود را به صدای انفجار داد، هرگونه توجیه درباره «خطای اطلاعاتی» را زیر سوال میبرد.
اگر این حادثه یک استثنا بود، شاید میشد آن را در ادبیات نظامی آمریکا زیر عنوان خطای اطلاعاتی توجیه کرد؛ اما کوهستک استثنا نیست، بلکه بخشی از یک الگوی تکرارشونده است.
سلسلهمراتبی از تخریب: از میناب تا لامرد
نگاهی به فهرست اهداف حملات اخیر آمریکا نشان میدهد که زیرساختهای غیرنظامی بهطور سیستماتیک هدف قرار گرفتهاند. این تخریبها پیش از کوهستک، در نقاط دیگر نیز تکرار شده بود:
- دبستان دخترانه میناب:۱۶۸ کودک و معلم در نخستین روز جنگ چهلروزه قربانی شدند.
- تأسیسات شهری:ورزشگاه لامرد و مناطق مسکونی در فهرست اهداف قرار گرفتند.
- مراکز علمی و مذهبی:دانشگاهها، پژوهشگاهها و مساجد هدف حملات قرار گرفتند.
انحراف موشکها؛ خطای اطلاعاتی یا استراتژی کشتار؟
یک سؤال ساده تمام سرمایه تبلیغاتی آمریکا را به چالش میکشد: اگر این سطح از دقت وجود دارد، چرا مسیر موشکها بهراحتی از پادگانها منحرف شده و به مدرسه، مسجد و مراسم عروسی میرسد؟
کوهستک اکنون دیگر فقط محل وقوع یک حمله نیست؛ اینجا محل فرو ریختن یکی از مهمترین ادعاهای راهبردی واشنگتن است. واقعیت این است که تخصص واقعی تجهیزات نظامی آمریکا، نه در هدفگیری دقیق پادگانها، بلکه در هدف قرار دادن غیرنظامیان تجلی یافته است.