
برداشت واشنگتن؛ دولتی گسسته و مذاکرهکنندهای نامعلوم
دونالد ترامپ در چندین مورد، از جمله در تجمعات انتخاباتی، مدعی شده است که حکومت ایران بهشدت از هم گسیخته است. او صراحتاً اعلام کرده بزرگترین مشکلش در مسیر دیپلماسی این است که نمیداند دقیقاً باید با چه کسی مذاکره کند. این دیدگاه تنها مختص ترامپ نیست؛ برخی مقامهای دولت او نیز معتقدند جناحهای مختلف در تهران اهداف متفاوتی را دنبال میکنند و همین مسئله باعث میشود طرف ایرانی مدام چارچوب مذاکرات را تغییر دهد.
کاخ سفید بر این باور است که مذاکرهکنندگانی که مستقیماً با مقامهای ایرانی گفتگو کردهاند، تصویر دقیقتری از نحوه تصمیمگیری در تهران دارند و هرگونه تحلیل contrary با این دیدگاه را رد میکند.
اجماعسازی یا بحران ساختاری؟
نهال طوسی در یادداشتی برای «پولیتیکو» استدلال میکند که برداشت دولت ترامپ ممکن است ناشی از عدم درک درست از فضای سیاسی ایران باشد. از نظر او، اختلافدیدگاههایی که در لایههای مختلف قدرت دیده میشود، لزوماً به معنای آغاز یک بحران تازه یا فروپاشی ساختاری نیست، بلکه ادامه همان الگوی قدیمی و سنتی تصمیمگیری در ایران است. در واقع، آنچه از بیرون شبیه به شکاف به نظر میرسد، فرآیند همیشگی رسیدن به اجماع میان مراکز مختلف قدرت است.
عواملی که فضای تصمیمگیری را پیچیده کرده است
با وجود تداوم سازوکارهای قدیمی، نمیتوان انکار کرد که ایران امروز در یکی از دشوارترین دورههای خود قرار دارد. فشارها از چندین جهت وارد شده و فضای تصمیمگیری را پیچیدهتر کرده است:
- تحریمهای گسترده و محاصره دریایی که منجر به فشار شدید اقتصادی شده است.
- حملات هوایی آمریکا و از دست رفتن بخشی از توان نظامی.
- شهادت شماری از فرماندهان ارشد در آغاز جنگ.
همین شرایط بحرانی باعث شده است که اختلافنظرها بیش از گذشته در عرصه عمومی دیده شود. در این فضای پرتنش، رویکردهایی مانند نگاه مسعود پزشکیان که بر ضرورت فعال شدن دوباره مسیرهای دیپلماتیک تأکید دارد، در کنار دیگر دیدگاهها قرار گرفته است.