
تکرار استراتژیهای شکستخورده
نتانیاهو و ارتش اسرائیل پیش از این نیز دو بار با هدف سرنگونی نظام ایران وارد جنگ شدند. او گمان میبرد ترور رهبر معظم انقلاب، فرماندهان ارشد نظامی و مقامهای بلندپایه میتواند منجر به فروپاشی سریع ساختار سیاسی ایران شود. اما واقعیت میدانی چیز دیگری بود.
این ترورها نه تنها به هدف مورد نظر نرسید، بلکه نتیجهای معکوس داشت. در اثر این فشارها، چهرههایی با رویکرد سختگیرانهتر و عزم بیشتر برای ادامه و گسترش تقابل روی کار آمدند؛ وضعیتی که میتوانست منطقه را به سوی یک جنگ فرسایشی و طولانی سوق دهد. همین ناکامیها باعث شد نتانیاهو برای مدتی از تهدیدهای مستقیم خود عقبنشینی کند.
سرمایهگذاری روی اعتراضات داخلی و ابزار استارلینک
وقتی حملات هوایی و ترورها به نتیجه نرسید، نتانیاهو روی گزینه «براندازی از درون» شرطبندی کرد. او حتی مستقیماً مردم ایران را به حضور در خیابانها فراخواند و در پیامهای صوتی و تصویری خود، وعده حمایتهای گسترده نظامی و مالی داد.
، اقدامات عملی برای سازماندهی اعتراضات براندازانه صورت گرفت که شامل موارد زیر بود:
- انتقال مخفیانه هزاران تلفن ماهوارهای متصل به شبکه «استارلینک» برای برقراری ارتباط میان گروههای برانداز.
- تلاش برای دور زدن سانسورهای ارتباطی جهت سازماندهی سریعتر اقدامات خیابانی.
- ارائه وعدههای مالی برای تشویق گروههای داخلی به ایجاد ناآرامی.
با این حال، طبق تحلیل عطوان، دستگاه اطلاعاتی ایران با بهرهگیری از تجهیزات پیشرفته چینی توانست این تلفنها را شناسایی کرده و کاربران آنها را یکی پس از دیگری هدف قرار دهد.
هدف نهایی: کشاندن واشینگتن به میدان جنگ
تلاشهای فعلی نتانیاهو صرفاً یک تصمیم تاکتیکی نیست. او با بازسازی روایت «تغییر نظام»، در پی ایجاد شرایطی است که بتواند دونالد ترامپ و ارتش ایالات متحده را متقاعد کند تا مستقیماً وارد جنگ با ایران شوند. او میخواهد هزینههای این تقابل را به دوش واشینگتن بیندازد و از این طریق به اهداف استراتژیک اسرائیل دست یابد.