
کانال تامین مالی و چرخه نقدینگی
بانکها در اقتصاد ایران نقش اصلیترین مجرای تامین مالی را ایفا میکنند. هر تغییری در عملکرد این شبکه، مستقیماً بر حجم پول اثر میگذارد. وقتی بانکی بیش از توان مالیاش تسهیلات پرداخت میکند یا با حجم انبوهی از مطالبات وصولنشده دستوپنجه نرم میکند، برای بقا به منابع جدید نیاز دارد. این فشار برای جذب نقدینگی، معمولاً به سمت بانک مرکزی سوق مییابد و نتیجه آن، رشد پایه پولی و تشدید تورم است.
تضاد در سیاستهای پولی
بحران زمانی عمیقتر میشود که بانکهای ناتراز بهجای اصلاح ساختار داخلی، برای پر کردن حفرههای مالی به منابع بانک مرکزی متکی شوند. در این حالت، سیاستگذار پولی در وضعیتی متناقض قرار میگیرد: از یک سو باید ترمز رشد نقدینگی را بکشد تا تورم مهار شود، و از سوی دیگر نمیتواند اجازه دهد اختلال در عملکرد یک بانک، کل شبکه بانکی را به خطر بیندازد. این تنگنا، عملاً کارایی ابزارهای ضدتورمی را میگیرد.
ریشههای ناترازی و بنگاهداری
مشکل ناترازی تنها به اضافهبرداشت از بانک مرکزی محدود نمیشود. مجموعهای از عوامل بههمپیوسته، بانکها را به سمت رفتارهای پرریسک سوق داده است:
- مطالبات غیرجاری و زیانهای انباشته
- سرمایه ناکافی و داراییهای منجمد
- تغییر ماهیت بانکها به «بنگاهداری» و سرمایهگذاری در بخشهای غیرمولد
- رقابت برای جذب سپرده با نرخهای بالا
بانکی که منابع خود را با هزینه بالا جذب میکند، ناگزیر است برای جبران این هزینه، به دنبال بازدهیهای سریع و پرریسک باشد. این چرخه، ریسک سیستماتیک را افزایش داده و در نهایت فشار را به قیمتها منتقل میکند.