
تغییر رویکرد واشنگتن؛ از میز مذاکره تا میدان نظامی
در حالی که پیشتر گمان میرفت فضای مذاکره میان تهران و واشنگتن بازسازی شود، تحولات اخیر مسیر متفاوتی را پیش گرفته است. آمریکا دو شب پیش حملات خود به جنوب ایران را از سر گرفت. این اقدام نظامی در کنار وضع تحریمهای تازهای که هدف آن فشار بر اقتصاد ایران است، ابهامات پیشرو را دوچندان کرده است. اکنون میدان نظامی بار دیگر جایگزین دیپلماسی شده و پرسش اصلی این است که این تقابل تا چه زمانی ادامه مییابد و آیا منطقه باید خود را برای دور تازهای از جنگ آماده کند یا خیر.
شکست استراتژیک و تضعیف جایگاه ابرقدرتی
بهنام سعیدی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، اقدامات پراکنده و متناوب آمریکا را نتیجه عدم دستیابی به اهداف تعریف شده میداند. او معتقد است جنگی که آمریکا آغاز کرد، هیچ دستاورد ملموسی برای واشنگتن نداشت. این شکست استراتژیک باعث شد ادعای ابرقدرتی آمریکا نه تنها در سطح جهانی، بلکه بهطور مشخص در منطقه خلیج فارس و در افکار عمومی داخلی این کشور متزلزل شود.
بحران محبوبیت و فشارهای داخلی
ضعف جایگاه آمریکا تنها به مسائل نظامی و منطقهای محدود نمیشود. بر اساس تحلیل سعیدی، نارضایتیهای گسترده در بدنه جامعه آمریکا و کاهش شدید محبوبیت دولت، نشان از بحران داخلی واشنگتن دارد. او به نکات زیر اشاره کرد:
- محبوبیت ترامپ و دولت آمریکا در داخل کشور به کمتر از ۳۰ درصد رسیده است.
- جایگاه نفوذ آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس به شدت تضعیف شده است.
- به دلیل فقدان دستاوردهای واقعی، آمریکا هرگز نمیتواند به شرایط پیش از جنگ بازگردد.
مجموعه این تحولات نشان میدهد واشنگتن در تلاش است تا با استفاده از ابزارهای فشار نظامی و اقتصادی، هزینههای ادامه وضعیت موجود را برای ایران بالا ببرد، اما در عین حال با چالشی جدی در حفظ چهره ابرقدرتی خود روبهرو است.