
ریشههای استراتژیک و مثلث اوراسیا
طرح مفهومی بریکس بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ میلادی (۱۳۷۵ تا ۱۳۷۷) شکل گرفت. زیربنای نظری این جنبش را میتوان در دیدگاههای یوگنی پریماکوف، وزیر خارجه وقت روسیه، جستوجو کرد. او برای تنوعبخشی به سیاست خارجی روسیه و کاهش اتکای این کشور به غرب، ایدهای تحت عنوان «مثلث استراتژیک اوراسیا» را پیشنهاد داد که محوریت آن بر سه کشور روسیه، هند و چین (RIC) استوار بود.
پریماکوف این ایده را نخستین بار در سفر رسمی خود به هند در سال ۱۹۹۸ میلادی مطرح کرد. پیش از آن، روسیه و چین در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) اعلامیه مشترکی را درباره جهان چندقطبی و ایجاد نظم بینالمللی جدید تصویب کرده بودند. هرچند مثلث استراتژیک در دهه ۹۰ میلادی به دلیل موانع مختلف محقق نشد، اما بذر همکاریهای گستردهتر در آن دوران پاشیده شد.
گذار از RIC به ساختار رسمی بریکس
روسیه، هند و چین در نهایت توانستند اختلافات قدیمی خود را کنار بگذارند. این سه کشور از سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۰) از طریق چارچوب RIC همکاریهای فعال خود را در حوزههای نظامی، سیاسی و امنیتی آغاز کردند. این گام نخست، مسیر را برای ورود کشورهای دیگر و تبدیل این مثلث به یک بلوک اقتصادی-سیاسی گستردهتر هموار کرد.
نقطه عطف تشکیل بریکس را میتوان در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) جستوجو کرد. وقایع کلیدی این سال به شرح زیر است:
- جولای ۲۰۰۶:برگزاری جلسه افتتاحیه وزرای امور خارجه BRIC در حاشیه نشست مهمانان اجلاس G8 در سن پترزبورگ.
- سپتامبر ۲۰۰۶:برگزاری یک ناهار غیررسمی در نمایندگی دیپلماتیک برزیل در نیویورک، به ابتکار سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در حاشیه شصتویکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل.
نهادینه شدن سازوکارهای مشورتی
در دیدارهای سال ۲۰۰۶، طرفین بر تقویت همکاریهای چندجانبه و شناسایی منافع مشترک تأکید کردند. این توافقات منجر به برگزاری جلسه وزرای امور خارجه BRIC در سال ۲۰۰۷ میلادی (۱۳۸۶) در حاشیه شصتودومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل شد. در این نشست، تصمیمی بنیادین برای ایجاد یک سازوکار مشورتی در سطح معاون وزیر اتخاذ شد و مقرر گردید نمایندگان دائم این کشورها در سازمان ملل، تعاملات منظمی داشته باشند.