
سلاحرسانی واشنگتن و نقش موساد در عملیات
بر اساس گزارشهای منتشر شده، طرحی برای تجهیز و حمایت از تجزیهطلبان تنها سه روز پس از آغاز جنگ، در پی پیام هشدارآمیز ایالات متحده متوقف شد. همزمان با این تحرکات، تلاشهایی در لایههای داخلی اسرائیل برای تغییر رئیس وقت موساد صورت گرفت که در نهایت به بنبست رسید. این گزارشها با جزئیاتی که پیشتر در رسانههای ایرانی و اسرائیلی منتشر شده بود، همخوانی دارد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا، در اظهاراتی صریح به این موضوع اشاره کرد که واشنگتن در مقطعی تلاش کرده است از طریق گروههای تجزیهطلب، سلاح به دست اغتشاشگران برساند. این اعتراف، ابهامات مربوط به منشاء تسلیحات و پشتیبانی لجستیکی از این گروهکها را برطرف میکند.
تغییر چهره؛ از «حقوق بشر» تا «نیروی نیابتی»
تحلیلهای امنیتی نشان میدهد وقتی آموزش، تأمین سلاح و طراحی عملیاتی یک گروه توسط آمریکا و اسرائیل مدیریت شود، ادعاهای مربوط به «دفاع از حقوق مردم» دیگر پذیرفتنی نیست. این گروهها در واقع در معادلات امنیتی دشمن، نه به عنوان نهادهای سیاسی، بلکه به عنوان نیروهای نیابتی برای ضربه زدن به تمامیت ارضی و امنیت ملی ایران تعریف شدهاند.
بسیاری از این گروهها با تصور اینکه نزدیکی به قدرتهای جهانی آنها را به اهدافشان میرساند، در عمل به ابزاری برای اجرای دستورات تلآویو و واشنگتن تبدیل شدند و استقلال سیاسی خود را فدای حمایتهای نظامی کردند.
استراتژی دو جبههای و شکست مسیر سیاسی
شواهد موجود از حضور عناصر مسلح و سازمانیافته در جریان آشوبها حکایت از یک آموزش ویژه برای ایجاد درگیریهای مسلحانه در ایران دارد. دشمن در این بازه زمانی روی دو جبهه همزمان حساب کرده بود:
- جبهه خارجی:فشارها و تهدیدات نظامی از بیرون مرزها.
- جبهه داخلی:ایجاد هرجومرج و آشوب از طریق گروههای نفوذی و تجزیهطلب.
در حالی است که جمهوری اسلامی در سالهای اخیر مسیر گفتوگو و راهکارهای سیاسی را دنبال کرده و مذاکراتی با برخی احزاب برگزار نموده، اما گروههایی مانند کومله و دمکرات به جای پذیرش مسیر مسالمتآمیز، مسیر همکاری با سرویسهای جاسوسی خارجی را برگزیدند.