
تفاوت میان گسترش اجتماعی و رادیکالیسم
باید میان دو پدیده متمایز تفاوت گذاشت: یکی گسترش اجتماعی بیحجابی و دیگری تشدید نمودهای رادیکال آن. هرچند ممکن است نمودهای رادیکال به دلیل صدای بلندتر و مرزشکن بودن، بیشتر به چشم بیایند، اما لزوماً به معنای افزایش قدرت سیاسی یا توانایی در همراهکردن جامعه نیستند. در واقع، رادیکالسازی بیحجابی هدفی استراتژیک دارد؛ ساختن تصویری از پیشروی دشمن و القای حس شکست در جبهه انقلاب.
نقش نخبگان در بازتولید روایت شکست
این عملیات روانی تنها با تحلیلهای داخلی تکمیل میشود. زمانی که برخی نخبگان و خواص، بدون توجه به مسیر طیشده و جایگاه زن مسلمان ایرانی، از تعابیری مانند «سونامی» یا «فتح خطبهخط خیابان» استفاده میکنند، ناخواسته همان تصویری را ترسیم میکنند که دشمن در پی آن است. در چنین روایتی، دشمن مقتدر و فاتح جلوه میکند، جامعه ایرانی واکنشی ندارد و آینده تنها به فروپاشی ختم میشود.
این مسئله صرفاً یک اختلاف در انتخاب واژگان یا خطای تحلیلی ساده نیست؛ بلکه هر صورتبندی ذهنی، احساسات و کنشهای متناسب با خود را ایجاد میکند.
پیامدهای سهگانه روایت شکست
تثبیت روایت شکست در فضای تحلیلها، سه نتیجه مخاطرهانگیز به دنبال دارد:
- ناامیدی نیروهای مؤمن:وقتی شنیده شود که آخرین مرزها در حال فروریختن است، بدبینی به آینده جایگزین امید میشود. این وضعیت باعث میشود افراد مؤمن سالها ایستادگی خود را بیثمر ببینند و نسبت به قدرت جامعه تردید کنند.
- بدگمانی به مسئولان و حکمرانی:توصیف صحنه با عباراتی چون «فتح کامل خیابان»، هرگونه سکوت یا تأمل مسئولان را به «بیغیرتی» و پیچیدگیهای مدیریتی را به «وادادگی حکمرانی» تعبیر میکند. اگرچه نقد ضعفها ضروری است، اما تبدیل تمام واقعیتها به «وادادگی»، رابطه مردم و حاکمیت را فرسوده کرده و تصمیمات عقلانی را دشوار میسازد.
- کاهش تابآوری اجتماعی:احساس نزدیکی به شکست نهایی، جامعه را مستعد کنشهای عجولانه و واکنشهای تند میکند و تابآوری نیروهای مؤمن را در برابر فشارها کاهش میدهد.