
شاهنامه فردوسی را نمیتوان صرفاً متنی ادبی و متعلق به دوران باستان دانست. ردپای این اثر حماسی در لایههای مختلف هنر ایرانی، از ظرافتهای خوشنویسی و نگارگری تا پویایی نمایش و پژوهشهای هنری دیده میشود. مستند «بوی فردوس» با همین رویکرد، تلاش میکند بازتابهای شاهنامه را در هنر معاصر ایران ردیابی کند.
گذار از بازخوانی مستقیم به بازآفرینی هنری
سازندگان این مجموعه به جای تکرار قصههای آشنا یا بازخوانی مستقیم داستانهای شاهنامه، روی نسبت میان ادبیات کهن و زبان هنری امروز تمرکز کردهاند. هدف اصلی این است که مشخص شود هنرمندان معاصر چگونه با جهان فردوسی مواجه شدهاند و این میراث عظیم را با چه زبانی در آثار خود بازآفرینی کردهاند.
صابر اللهدادیان، تهیهکننده و کارگردان «بوی فردوس»، ایده این مجموعه را نوعی «ترجمان هنری» از شاهنامه میداند. او معتقد است بررسی تأثیر و تأثر متقابل شاهنامه و هنرهای ایرانی در عین معاصر بودن آنها، ضرورت دارد. در این مسیر، محورهای اصلی بررسی عبارتند از:
- جلوههای شاهنامه در خوشنویسی و مینیاتور
- تأثیرات حماسه فردوسی بر نقاشی قهوهخانهای
- حضور شاهنامه در هنرهای نمایشی و پژوهشهای هنری
رویکرد چندصدایی و جغرافیای فرهنگی
برای پرهیز از نگاه سلیقهای، «بوی فردوس» روایتی چندصدایی را برگزیده است. کارگردان مجموعه، روایت هر هنرمند را در کنار دیدگاههای استادان دیگر قرار داده تا مواجهه با آثار در قالب یک گفتوگوی پویا شکل بگیرد و مخاطب با دیدگاههای متفاوتی روبهرو شود.
این مستند در پنج قسمت به سراغ پنج استاد و هنرمند معاصر میرود. خط روایی اثر تنها به گفتوگوهای شفاهی یا میزگردهای محدود محدود نشده است. سازندگان مجموعه، جغرافیای شهرها، معماری، اقلیم و زیست فرهنگی مناطق مختلف را نیز وارد ساختار روایی کردهاند تا محیط پیرامونی هنرمندان را به عنوان بخشی از الهامات آنها به تصویر بکشند.