
یوسف حاتمیکیا، نویسنده و کارگردان فیلم «اسکورت»، همزمان با آغاز اکران اثرش، از مسیری دشوار نوشت که شش سال به طول انجامید. او در یادداشتی فاش کرد که در این مدت بارها با تردیدها و مخالفتهای جدی روبرو شده است. از موانع اداری و عدم دریافت مجوزها گرفته تا کمبود منابع مالی و شنیدن این جمله که «ساخت این فیلم به صلاح نیست»، همگی در مسیر تولید این اثر وجود داشتند، اما همین فشارها طبق گفته حاتمیکیا، عزم او را برای به سرانجام رساندن پروژه جزمتر کرد.
قمار با جان برای تکه نانی
ایده مرکزی «اسکورت» بر پایه دغدغه مردمی است که برای تامین معاش، ناچارند با جان خود قمار کنند. حاتمیکیا در این فیلم به سراغ افرادی رفته است که وقتی راهی جاده میشوند، گویی احتمال بازنگشتن را پذیرفتهاند. او تاکید میکند که این وضعیت تنها مختص گروه خاصی نیست و طیف گستردهای از جامعه را در بر میگیرد:
- زنانی که نه از سر جسارت، بلکه به اجبار شرایط اقتصادی پشت فرمان مینشینند.
- معلمان و کشاورزانی که زندگی عادی داشتند اما فشار معیشتی آنها را به این مسیر سوق داد.
- کارگران لنج که برای درآمدی اندک، ریسک مرگ را میپذیرند.
فراتر از قهرمانسازی؛ نگاهی به ریشهها
یکی از نقاط تمایز «اسکورت» با دیگر روایتهای سینمایی یا رسانهای، دوری از نگاه ستایشگرانه است. حاتمیکیا صراحتاً اعلام کرده که هدفش تبلیغ یا قهرمانسازی از پدیده شوتیگری نیست. او معتقد است کسانی که امروز جان خود و دیگران را در جادهها به خطر میاندازند، بیش از آنکه «علت» باشند، «معلول» یک سیستم اقتصادی غلط هستند.
کارگردان این اثر میکوشد تا پیش از هرگونه قضاوتی درباره رانندگان، مخاطب را به دیدن ریشههای شکلگیری این پدیده دعوت کند. از نظر او، محصول اقتصادی است که میتواند انسانی را به پذیرش چنین خطرات مرگباری وادار کند. این فیلم با تهیهکنندگی محمدرضا منصوری ساخته شده و اکنون در دسترس مخاطبان قرار دارد تا نگاهی متفاوت به لایههای پنهان این معضل اجتماعی بیندازند.