
استرس شاید در نگاه اول واکنشی طبیعی و حتی ضروری به اتفاقات زندگی باشد، اما مرز باریکی میان این حس گذرا و اختلالات اضطرابی جدی وجود دارد. مشکل اینجاست که بسیاری از افراد تا لحظه فرسودگی کامل، اضطراب را تحمل میکنند و درمانهای روانشناختی یا دارویی را جدی نمیگیرند؛ نتیجه این بیتوجهی، پیشروی اضطراب و تخریب تدریجی ذهن و جسم است، تا جایی که جبران آسیبها بسیار دشوار میشود.
از ترسهای اختصاصی تا اضطراب منتشر
دکتر منا کروندی، روانپزشک و متخصص اعصاب و روان، معتقد است اضطراب صرفاً یک احساس ناخوشایند نیست و در دستههای مختلفی بروز میکند. این اختلالات میتوانند به صورت «اضطراب منتشر» باشند یا در قالب «ترسهای اختصاصی» ظاهر شوند؛ مواردی مانند ترس از پرواز، ارتفاع یا فضاهای دربسته.
وقتی این ترسها به نقطه اوج میرسند، فرد با علائم روانپزشکی شدیدی همچون دلشوره و استرس مواجه میشود. در ادبیات عامیانه، این حالت را به «رختشستن در دل» تشبیه میکنند، اما در واقعیت، بدن در حال تجربه یک طوفان فیزیولوژیک از فرق سر تا کف پا است.
نقش آدرنالین در تحریک اعضای بدن
ترشح هورمون آدرنالین عامل اصلی تبدیل اضطراب ذهنی به واکنشهای جسمی است. این هورمون باعث میشود بدن وارد حالت هشدار شود و مجموعهای از تغییرات سریع در اندامهای مختلف رخ دهد. این واکنشها شامل موارد زیر است:
- گشاد شدن مردمکهای چشم و خشک شدن دهان
- سیخ شدن موهای بدن و تپش شدید قلب
- تنفس سریع، تند و احساس خفگی
- درد در قفسه سینه و ناحیه شکم
- احساس اضطرار برای دفع و اجابت مزاج
- گزگز کردن اندامها
خطای تشخیص؛ اضطراب یا بیماری جسمی؟
شدت این علائم جسمی گاهی چنان زیاد است که فرد تصور میکند با یک بیماری جدی فیزیکی مواجه شده است. اینجاست که اضطراب با ماسک بیماریهای جسمی ظاهر میشود و اگر فرد به جای روانپزشک به دنبال درمانهای جسمی برود، ریشه مشکل هرگز خشک نمیشود. تشخیص بهموقع و درمان زیر نظر متخصص، تنها راه جلوگیری از تخریب سیستم عصبی و جسمی در اثر اضطراب مزمن است.