
ساعت از ۲۱ گذشت و در حالی که اقوام و دوستان داماد با شور و شادی راهی منزل عروس در محله ساحلی مرکز شهر کوهستک (بخش بمانی شهرستان سیریک) شده بودند، صدای جنگندههای آمریکایی فضای شهر را پر کرد. علی ملاحی، پدر عروس، برای پذیرایی از بیش از هزار نفر از خویشاوندان و آشنایان، خانه خود را چراغانی کرده و بساط شام و شیرینی را مهیا کرده بود.
تضاد موسیقی بندری و صدای انفجار
در حالی که ریسههای لامپی میان شاخوبرگ نخلهای حیاط کشیده شده بود و صدای موسیقی بندری از بلندگوها میپیچید، دور جدید حملات هوایی آمریکا آغاز شد. ابتدا چند انفجار شدید در مرکز شهرستان سیریک رخ داد که به دلیل فاصله زیاد، مهمانان حاضر در خانه ملاحی متوجه آن نشدند. اما دقایقی بعد، موشکها اهداف نزدیکتری را هدف قرار دادند و دو دکل مخابراتی در حاشیه شهر کوهستک در آتش سوختند.
لحظه تبدیل شادی به سوگ
در همان لحظاتی که خنچه حنا و عقد میان حیاط خانه ملاحی میچرخید، صدای جنگندهها از موسیقی بندری بلندتر شد. ناگهان دو موشک مستقیماً خانه را هدف قرار دادند. این حمله در یک چشمبهمزدن، تمام شادیها را به جیغ و ناله تبدیل کرد.
خسارات وارده به خانه علی ملاحی شامل موارد زیر است:
- قطع کامل برق و پاره شدن ریسههای چراغانی.
- شکستن شاخوبرگ نخلهای حیاط.
- ریزش کامل سقف خانه.
- گود شدن کف اتاق پذیرایی بر اثر شدت انفجار.
پدر دریانورد عروس و تلاطم شب حادثه
علی ملاحی که به رسم اجدادش دریانورد است و صبوری را از دریا آموخته، شب حنابندان دخترش را به خاطرهای تلخ تبدیل دید. او در میان آوار و خاک، تنها به این فکر میکرد که در برابر این حجم از ویرانی، باز هم باید شکر کرد که اتفاقات بدتری نیفتاده است. شب تابستانی که قرار بود برای ضیاءالدین و مریم فراموشنشدنی باشد، اکنون به نمادی از تهاجم دشمن در قلب یک مراسم خانوادگی تبدیل شده است.