
اوایل اردیبهشتماه امسال، گزارش مرگ مشکوک مرد میانسالی به نام امیر به تیم جنایی پایتخت رسید. پسر قربانی، شایان، در ابتدا سناریویی ساده را تعریف کرد؛ او مدعی شد هنگام وقوع حادثه در خانه نبوده و پس از بازگشت، پدرش را در وضعیت وخیمی یافته و سریعاً به بیمارستان منتقل کرده است. شایان ادعا کرد پدرش بر اثر حمله قلبی جان باخته است و هیچ چیز مشکوکی در محیط خانه وجود ندارد.
تیزبینی عمه و تغییرات رفتاری متهم
در حالی که ظاهر پرونده شبیه به یک مرگ طبیعی بود، رفتار شایان برای عمهاش غیرعادی به نظر میرسید. خواهر متوفی با مشاهده برادرزادهاش متوجه رنگپریدگی شدید چهره او شد. لکنت زبان عجیب شایان هنگام صحبت درباره مرگ پدر، شک عمه را به یقین تبدیل کرد. او حس کرد پشت این اتفاق ساده، رازی تاریک نهفته است.
این شکها باعث شد عمه و برادران متوفی راهی دادسرای جنایی تهران شوند. آنها با ثبت شکایت رسمی، شایان را در مرگ پدرش مقصر دانستند و از بازپرس جنایی خواستند پرونده را به طور کامل بازرسی کند.
کشف حقیقت در آزمایشگاه سمشناسی
بازپرس جنایی تهران با دریافت گزارشهای جدید، دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی را صادر کرد. نتایج آزمایشهای سمشناسی، فرضیه سکته قلبی را به کلی رد کرد. امیر نه بر اثر بیماری قلبی، بلکه به دلیل مسمومیت شدید با سم سیانور جان باخته بود. این کشف، تمام ادعاهای قبلی شایان را نقش بر آب کرد و منجر به بازداشت او شد.
انگیزه جنایت؛ اعتیاد و اختلافات خانوادگی
تحقیقات پلیس و اظهارات خانواده قربانی، ابعادی جدید از انگیزههای این جنایت را روشن کرد. بر اساس گفتههای نزدیکان متوفی، شایان با دو مشکل اساسی دستوپنجه نرم میکرد:
- اعتیاد شدید به مواد مخدر.
- مخالفت شدید با تصمیم پدر برای ازدواج مجدد.
امیر طبق گفتههای خانوادهاش هیچ بیماری جسمی خاصی نداشت و حتی برای شروع یک زندگی جدید و ازدواج برنامهریزی کرده بود. این تضادها در کنار نتایج پزشکی قانونی، مسیر پرونده را از یک مرگ طبیعی به سمت قتل عمد سوق داد. پلیس ۴۸ ساعت پیش از انتشار گزارش نهایی، متهم را بازداشت کرد تا جزئیات بیشتری از نحوه اجرای این جنایت استخراج شود.