
توازن شکننده میان صلح و حاکمیت
اردن دهههاست میان دو فشار سخت گیر کرده است: از یک سو معاهده صلح با اسرائیل و روابط نزدیک با واشینگتن، و از سوی دیگر، فشار افکار عمومی و پیوند عمیق با مسئله فلسطین. هرگونه حمله یا نقض حریم هوایی اردن، این توازن را به مخاطره میاندازد. اگر دولت عمان نتواند حاکمیت خود را در برابر تجاوزات حفظ کند، مشروعیت نظام سلطنتی در برابر خشم خیابانها و فشارات داخلی به شدت آسیب میبیند.
چرا این موضوع برای بازیگران منطقهای حیاتی است؟
حمله به خاک اردن تنها یک مسئله نظامی نیست، بلکه یک پیام سیاسی صریح است که میتواند تغییرات بنیادین در نقشههای امنیتی ایجاد کند. محورهای اصلی این اهمیت را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
- تغییر نقش حائل:اردن به عنوان یک کشور حائل (Buffer State) عمل میکند. از بین رفتن این نقش، به معنای مواجهه مستقیمتر و حذف لایه امنیتی بین نیروهای منطقهای است.
- پایگاههای آمریکا:حضور تجهیزات و مستشاران آمریکایی در خاک اردن، هرگونه درگیری جدی را به احتمال زیاد به یک بحران بینالمللی تبدیل میکند و واشینگتن را در موقعیت تصمیمگیری سخت قرار میدهد.
- پاشنه آشیل صلح:هرگونه تنش نظامی گسترده میتواند به پایان رسمی معاهده صلح ۱۹۹۴ منجر شود؛ اتفاقی که اسرائیل را در جبهه شرقی با چالشی جدید و پیشبینیناپذیر روبرو میکند.
پیامدهای احتمالی تخریب ثبات در عمان
بیثباتی در اردن به معنای باز شدن جبهههای جدید است. در صورتی که اردن از حالت خنثی خارج شود یا تحت فشار قرار گیرد، مسیرهای لجستیکی و امنیتی در شرق فلسطین تغییر میکند. این وضعیت، بازی را برای محورهای منطقهای پیچیدهتر میکند و احتمالاً باعث گسترش دامنه درگیریها به نقاطی میشود که تا پیش از این، دایره امنیتیشان حفظ شده بود. در واقع، ثبات در عمان، تضمینی برای جلوگیری از تبدیل شدن یک درگیری محدود به یک جنگ تمامعیار منطقهای است.