
از روستایی متروکه تا لایههای معنایی
جواد مزدآبادی، کارگردان فیلم «سگمار»، روند شکلگیری این اثر را با یک اتفاق تصادفی آغاز کرد. او در جریان ساخت یک فیلم کوتاه در منطقهای خاص، با روستایی متروکه مواجه شد و بلافاصله متوجه شد که اتمسفر جغرافیایی این مکان میتواند بستر مناسبی برای یک روایت سینمایی باشد.
مزدآبادی نمیخواست صرفاً یک اثر مرموز یا دلهرهآور بسازد. هدف او خروج از قواعد رایج سینمای ایران و خلق لایههای معنایی چندگانه بود تا بیننده در نهایت در مورد وجود یا عدم وجود «سگمار» مردد بماند. او تأکید میکند که در طول فیلم، کدگذاریهای خاصی صورت گرفته تا مخاطب به جای ترسیدن، به عمق مفهوم داستان هدایت شود.
سگمار؛ نمادی از ابزار ترس در جوامع
دغدغه اصلی این کارگردان، بررسی یک موضوع جهانشمول بود. او معتقد است جوامعی که دارای قدرت و ثروت هستند، همواره چیزی را در شمایل «سگمار» دستاویز قرار میدهند تا از طریق آن، افراد جامعه را بترسانند و کنترل کنند. این موضوع در تمام دنیا مابازای بیرونی دارد و همین انگیزه، او را به ساخت این اثر ترغیب کرد.
در مورد تکنیکهای بصری و روایی، مزدآبادی به نکات زیر اشاره کرد:
- الگوبرداری از فیلم «آروارهها» اثر استیون اسپیلبرگ در عدم نمایش موجود ترسناک تا سکانس پایانی.
- تلاش برای ایجاد حس ترس در مخاطب، بدون مواجهه مستقیم با یک موجود هیولاوار.
- پرهیز از رویکردهای کلیشهای ژانر وحشت برای رسیدن به مفاهیم فلسفی و اجتماعی.
انتقاد از ساختار اقتصادی سینمای ایران
مزدآبادی در این نشست، نگاهی انتقادی نیز به وضعیت جاری صنعت فیلمسازی ایران داشت. او بر این باور است که جریان معمول سینمای ایران بر اصول مشخصی بنا نشده است و هرجومرجهای اقتصادی در آن موج میزند.
او به طور مشخص به مسئله دستمزدها اشاره کرد و گفت تخصیص ۷۰ درصد از بودجه یک فیلم به بازیگران، از نظر اقتصادی هیچ توجیهی ندارد. این فشار مالی باعث میشود کیفیت تولید و ریسکپذیری فیلمسازان کاهش یابد.
کارگردان «سگمار» در پایان تأکید کرد که در فیلمهای موسوم به «هنر و تجربه»، فیلمساز باید مسیرهای تازهای را امتحان کند و با پذیرش ریسک، به دنبال زبانهای بصری جدید باشد تا سینمای ایران از حالت ایستا خارج شود.