
واژه «کاسبان تحریم» در سالهای اخیر از فضای گفتگوهای سیاسی به لایه های عمیقتر اقتصاد ایران نفوذ کرده است. در حالی که دولتهای مختلف و مقامات سیاسی مدام از این عبارت استفاده میکنند، اما هرگز یک چارچوب قانونی یا تعریف تخصصی برای شناسایی این افراد ارائه ندادهاند. این ابهام باعث شده تا مرز میان نیازهای ملی برای دور زدن تحریمها و سودجوییهای شخصی کمرنگ شود.
ابهام در تعریف؛ ابزاری برای جدال سیاسی
کاسبان تحریم در واقع یک اصطلاح حقوقی یا اقتصادی رسمی نیست، بلکه بیشتر ابزاری در دست سیاسیون است. این عبارت غالباً در فضای رسانهای برای تخریب مخالفان مذاکره با آمریکا یا اشاره به شبکههایی که از محدودیتها برای کسب منافع غیرمتعارف استفاده میکنند، به کار میرود. در واقع، هر جا که تحریم باعث ایجاد یک تنگنا شده، گروهی توانستهاند از همان تنگنا برای تبدیل فشار به پول تبدیل کنند.
تفاوت دور زدن تحریم با سودجویی شخصی
در تحلیل این پدیده، باید میان دو مفهوم متمایز تفکیک قائل شد. از یک سو، موقعیت دیپلماتیک و فشار اقتصادی واشنگتن ایران را مجبور کرده تا برای فروش نفت و کالاهای اساسی، مسیرهای جایگزین و روشهای دور زدن تحریمها را پیدا کند؛ اقدامی که در راستای بقای اقتصادی کشور است. اما از سوی دیگر، «کاسب تحریم» کسی است که از این فضای بسته و محدودیتها برای ایجاد انحصار یا کسب ثروتهای کلان استفاده میکند.
این گروهها معمولاً از طریق روشهای زیر ثروتاندوزی میکنند:
- ایجاد شبکههای واسطهای پیچیده برای افزایش قیمت نهایی کالاها
- بهرهبرداری از نوسانات شدید قیمت دلار و طلا در دوران فشار حداکثری
- استفاده از تراستها و شرکتهای صوری برای جابهجایی پولهای میلیاردی
- ایجاد انحصارات تجاری در بازارهایی که به دلیل تحریم، رقابت در آنها از بین رفته است
در نهایت، تحریمها برای توده مردم به معنای گرانی و محدودیت است، اما برای این گروه خاص، تحریمها نه یک مانع، بلکه منبعی برای درآمدزایی غیرطبیعی بودهاند که شفافیت تجارت در این حوزه را به یکی از بحثهای جدی تبدیل کرده است.