
تنگه هرمز از ثبات فاصله گرفته است. هر ناظر بیطرف با بررسی تحولات اخیر به این نتیجه میرسد که این آبراه حیاتی حتی ذرهای به بازگشت به وضعیت عادی و ازسرگیری فعالیتهای معمول نزدیک نیست. تنشهای جاری، محیطی را ایجاد کرده که در آن هرگونه پیشبینی درباره بازگشت به آرامش، با واقعیتهای میدانی در تضاد است.
بحران امنیتی در تنگه هرمز و تحرکات آمریکا
تحرکات گسترده هوایی ایالات متحده در منطقه تنگه هرمز، نشاندهنده رویکردی تهاجمی است. پروازهای نظامی آمریکا پس از تجاوز علیه «لارک» و بیانیههای ارتش این کشور درباره حملات صورتگرفته، پیامهای متناقضی را ارسال میکند که تنها منجر به افزایش سطح тревоای امنیتی در منطقه شده است. این وضعیت باعث شده تا تحلیلگران نظامی، هشدار دهند که نظامیان آمریکایی در جنگ احتمالی علیه ایران باید پیامدهای استراتژیک اقدامات خود را جدی بگیرند.
منطق بازدارندگی در برابر تهدیدات هستهای
بحث امنیت ملی ایران تنها به تنگه هرمز محدود نمیشود. حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه و تهدیدات صریح اسرائیل، معادلات امنیتی را تغییر داده است. کلاهکهای هستهای اسرائیل که به سوی ایران نشانه رفتهاند، یک واقعیت میدانی است و نه یک فرضیه.
عوامل توجیهکننده توسعه توان موشکی
از دیدگاه حقوقی و استراتژیک، سرمایهگذاری ایران در توسعه توان موشکی، پاسخی مستقیم به فشارهای خارجی است. این برنامه را میتوان بر محورهای زیر تحلیل کرد:
- مقابله با حضور نظامی:استقرار نیروهای آمریکایی در نزدیکی مرزهای ایران.
- پاسخ به تهدیدات هستهای:ایجاد تعادل در برابر کلاهکهای هستهای اسرائیل.
- ایجاد بازدارندگی:دستیابی به توانمندیای که مانع از جسارت دشمنان برای حمله نظامی شود.
در مجموع، توسعه یک توان موشکی بازدارنده و قابل اتکا، تنها راه مقابله با تهدیداتی است که در قالب حضور نظامی و تهدیدات هستهای در منطقه تثبیت شدهاند.