
اهداف راهبردی و پیشزمینه عملیات
فرماندهان نظامی پس از اجرای موفقیتآمیز عملیات «کربلای ۱» (طریقالقدس)، طرح عملیات «کربلای ۲» را در دستور کار قرار دادند. هدف غایی سلسله عملیاتهای کربلا، آزادسازی خرمشهر بود؛ اما برای رسیدن به این مقصد، ارتش ایران نیاز داشت ابتدا شکست سنگینی بر دشمن تحمیل کرده و بخش قابلتوجهی از قوای اصلی عراق را منهدم کند.
تحلیل میدانی و تهدیدات جغرافیایی
شناساییهای هوایی و زمینی نشان میداد که نیروهای زرهی، مکانیزه و پیاده عراق تمرکز زیادی در منطقه شوش و غرب رودخانه کرخه دارند. در آن مقطع، منطقهای به عمق ۷۰ تا ۸۰ کیلومتر، از دهلران در شمال تا «تنگ رقابیه» در جنوب، در اشغال نیروهای عراقی بود.
هرچند عوارض حساس زیادی در این منطقه وجود نداشت، اما تهدید محور اندیمشک به اهواز و قرار گرفتن شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش در برد توپخانههای دشمن، وضعیتی مخاطرهآمیز ایجاد کرده بود که باید به سرعت برطرف میشد.
جزئیات اعزام نیروها و ویژگیهای عملیاتی
لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) با پنج گردان و رمز «یا اباعبدالله الحسین ادرکنی» در منطقه عملیاتی «حاج عمران» در محور شمالی جبهه وارد عمل شد و تا تاریخ ۲۵ تیرماه ۱۳۶۵ در این منطقه مستقر بود. این عملیات در رده عملیاتهای «متوسط» دستهبندی میشود.
دو ویژگی برجسته در اجرای این عملیات دیده میشود:
- حضور داوطلبان عراقی:برای نخستین بار در طول جنگ، یک گردان از اسیران داوطلب عراقی در قالب «تیپ ۹ بدر» در این عملیات حضور یافتند.
- شهادت فرماندهان:محمود کاوه، فرمانده لشکر ویژه شهدا، در جریان این عملیات به شهادت رسید.
پیش از این، نیروهای ایرانی با بهرهگیری از مانع طبیعی رودخانه کرخه و تلاش توپخانه، هوانیروز و نیروی هوایی، دشمن را در غرب رودخانه متوقف کرده بودند و با عملیاتهایی نظیر «کانال هندلی»، «تپه چشمه» و «انگوش»، سرپلهای منطقه پل نادری را گسترش داده و نیروهای خود را در غرب کرخه مستقر کرده بودند.