
تبدیل انتقاد به کمپین تبلیغاتی
رویکرد تیم رسانهای دولت در توزیع گسترده و سازمانیافته بخشهایی از انتقادات رئیسجمهور، نشان میدهد که این موضوع از یک نقد سازنده به یک کمپین تبلیغاتی تبدیل شده است. خطر اصلی اینجاست که دولت دوباره همان الگوی فرسوده را تکرار کند؛ الگویی که در آن هرگونه ناکارآمدی مدیریتی، به گردن «نگفتنِ رسانهها» انداخته میشود تا از پاسخگویی مستقیم گریزانند.
در حالی که رئیسجمهور در مقام مدیریت کشور حق دارد از هر دستگاهی انتقاد کند، تبدیل این نقدها به تقابل «ما در برابر رسانه» جای نگرانی دارد. تجربه نشان میدهد این تکنیک نه تنها کمکی به حل مشکلات نمیکند، بلکه سرمایه اجتماعی دولت را که مرهون وفاق و همراهی منتقدان است، به خطر میاندازد.
تناقض در ویترین اطلاعرسانی
نگاهی به پیشینه اعضای تیم اطلاعرسانی فعلی، تناقض عجیبی را آشکار میکند. کسانی که امروز مدیریت رسانهای دولت را بر عهده دارند، تا دیروز در جایگاه منتقدان تند و تیز بودند؛ از تمسخر تکیهکلامهای رئیسجمهور پیشین گرفته تا کوچکنمایی دستاوردهای دولت قبل. حالا همین گروه انتظار دارند منتقدان فعلی، بدون هیچ نقدی، تنها ویترین عملکرد آنها باشند.
این تناقض برای جامعه امروز پنهان نیست و دولت وفاق نباید با چنین رفتارهایی، اعتماد همراهان خود را از دست بدهد.
هزینهی تقابل با رسانه ملی
رسانه مانند آینه است و شکستن آن، هرگز تصویر را درست نمیکند. در شرایطی که ایران با فشار تحریمها و تهدیدهای جنگی مواجه است، صداوسیما بیشترین همراهی را با دولت نشان داده است. در چنین فضای حساسی، جایگزین کردن قدرشناسی با کمپینهای تقابلی، جفاست.
- دولت صداقت باید به جای دوقطبیسازی، نقدپذیری را در اولویت قرار دهد.
- تکیه بر رسانهها برای توجیه شکستها، راهکاری ناکارآمد است.
- حفظ سرمایه اجتماعی نیازمند پرهیز از تقابل با نهادهای رسانهای در شرایط بحرانی است.