
دکتر یزدانیان در یادداشتی که در خبرگزاری برنا سمنان منتشر شده، استدلال میکند که سرمایه اجتماعی و انسجام داخلی، پشتوانهای است که میتواند کشورها را حتی در سختترین شرایط اقتصادی و تحت شدیدترین فشارهای خارجی به ساحل نجات برساند. در مقابل، تاریخ نشان میدهد کشورهایی با وجود ظرفیتهای مادی گسترده، به دلیل فرسایش اعتماد عمومی و ضعف در انسجام داخلی، در برابر چالشها آسیبپذیر شدهاند.
تلاقی فشارهای بیرونی و جنگهای شناختی
ایران امروز در شرایطی قرار دارد که نیاز به تقویت همبستگی ملی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. مجموعهای از عوامل پیچیده، ضرورت بازنگری در مؤلفههای قدرت ملی را دوچندان کرده است:
- تحولات سریع و پیشبینیناپذیر منطقهای و جهانی.
- فشارهای اقتصادی مستمر.
- جنگهای شناختی و رسانهای هدفمند.
- پیچیدگی روزافزون مسائل عمومی و اجتماعی.
از این رو، هرگونه تحلیل از وضعیت جاری کشور باید از تنگنای رقابتهای سیاسی روزمره و منازعات جناحی خارج شود. در این نقطه، منافع ملی باید تنها معیار ارزیابی تصمیمات و اقدامات باشد تا کشور بتواند از بحرانهای فعلی عبور کند.
حکمرانی؛ فراتر از ساختارهای دولتی
یکی از ارکان اصلی قدرت ملی، نظام حکمرانی است. حکمرانی را نباید صرفاً در قالب دولت یا یک نهاد خاص تعریف کرد؛ بلکه این مفهوم شامل مجموعهای از نهادها، قوانین، سازوکارها و فرآیندهایی است که اداره کشور و تأمین منافع عمومی را ممکن میسازد.
کارآمدی این ساختار ارتباطی مستقیم و تنگاتنگ با میزان مشارکت اجتماعی و ظرفیت حل مسئله در کشور دارد. هرچه حکمرانی از پشتوانه اجتماعی قویتری برخوردار باشد، توانمندی آن در مدیریت بحرانها و اجرای سیاستهای کلان افزایش مییابد.
پیامدهای تضعیف نهادهای اجرایی
تضعیف مستمر نهادهای حکمرانی را نمیتوان یک کنش سیاسی ساده دانست. وقتی اعتماد عمومی نسبت به ساختارهای تصمیمگیری و اجرایی کاهش مییابد، آسیبها تنها متوجه یک دولت یا یک جریان سیاسی خاص نیست. در واقع، فرسایش اعتماد عمومی، کل ظرفیت اداره کشور را تحت تأثیر قرار داده و منجر به کاهش توانمندی ملی در مواجهه با تهدیدات میشود.