
«کاسبان تحریم»؛ اصطلاحی سیاسی یا تعریف حقوقی؟
واژهی «کاسبان تحریم» سالهاست که در ادبیات مسئولان و فعالان سیاسی ایران جاری است، اما اگر به دنبال تعریف دقیقی از آن در متون حقوقی یا اقتصادی بگردیم، به نتیجهای نمیرسیم. این عبارت بیشتر یک برچسب سیاسی-رسانهای است تا یک عنوان شغلی یا جرم تعریفشده. در واقع، این اصطلاح عمدتاً در فضای رقابتهای سیاسی و بهویژه در بحثهای مربوط به مذاکره با آمریکا به کار میرود تا مخالفان توافق را افرادی معرفی کند که از تداوم وضعیت فعلی سود میبرند.
مرز میان دور زدن تحریم و کاسببازی
در تحلیل این پدیده، باید میان دو گروه تفاوت قائل شد. تحریمهای شدید آمریکا باعث شد ایران برای فروش نفت و واردات کالا ناگزیر به استفاده از مسیرهای جایگزین شود. در این میان، برخی شرکتها یا واسطهها برای انتقال پول و جابجایی کالا ریسک میکنند و در ازای این خدمات، کارمزدی دریافت میکنند. این فعالیتها را نمیتوان بهسادگی «کاسببازی» دانست، زیرا در واقع بخشی از سازوکار بقای اقتصاد در شرایط فشار است.
اما «کاسبان تحریم» به شبکهها، شرکتها یا افرادی اطلاق میشود که از پیچیدگیها و محدودیتهای تحریم برای خلق رانتهای غیرمتعارف استفاده میکنند. این گروه از شرایطی که برای کل کشور یک «بلا»ست، به عنوان فرصتی برای کسب منافع مالی کلان و غیرطبیعی بهره میبرند.
ابزاری برای تقابل سیاسی
استفاده از این واژه در فضای رسانهای ایران، اغلب با اهدافی سیاسی همراه است. وقتی تحریمها منجر به تورم و محدودیتهای تجاری میشود، برخی جریانها برای تبیین دلیل مخالفت برخی افراد با دیپلماسی، به مفهوم «منافع اقتصادی» اشاره میکنند. از این منظر، کاسبان تحریم کسانی تصویر میشوند که تداوم فشارها را به نفع منافع شخصی خود میدانند و هرگونه تغییر در وضعیت فعلی را به ضرر ثروتاندوزیهایشان تلقی میکنند.