
در فرهنگ عامه مردم شمال، باران همواره نماد برکت نیست. وقتی بارشها طولانی میشود و زمین فرصت خشک شدن پیدا نمیکند، کشاورزان با چالشی جدی روبهرو میشوند؛ محصولات آسیب میبینند و زمان درو از دست میرود. در چنین شرایطی، خواسته مردم از آسمان تغییر میکند و بهجای باران، به دنبال آفتاب میگردند.
تضاد آیینها در شمال و جنوب
مژده مصحفی توانا، پژوهشگر میراث ناملموس در حوزه پوشش، آیین و افسانهها، در یادداشتی به این تفاوت اشاره میکند. او میگوید در بیشتر نقاط ایران، مردم برای آمدن باران دعا میکنند، اما در شمال ایران که باران بخشی جداییناپذیر از زندگی است، گاهی همین بارشها به دردسر تبدیل میشود. به همین دلیل، در کنار روایتهای بارانخواهی، ترانهها و عروسکهایی برای آفتابخواهی در این منطقه ریشه دوانده است.
چهل گره؛ تلاش برای بستن باران
یکی از نمونههای شاخص این آیین در غرب مازندران، «چهل گره» یا «چهل کچلان» است. در روایتهای محلی، این آیین مستقیماً با تلاش برای متوقف کردن بارشها پیوند دارد. روش اجرای این سنت به شرح زیر است:
- استفاده از یک نخ یا ریسمان برای ثبت گرهها.
- بستن گرههایی به نام «چهل کچل» بر روی ریسمان.
- باور به اینکه با بستن این گرهها، بارش باران نیز متوقف خواهد شد.
خردهتاوه؛ ترانهای برای نجات محصول
علاوه بر گرهها، ترانههایی وجود داشت که خواسته مردم را به زبان شعر به آسمان میبرد. یکی از مشهورترین این ترانهها «خردهتاوه» یا «گلنسا» است که برای بسیاری از کودکان نسلهای گذشته شمال ایران با خاطرات بازیهای روزهای بارانی گره خورده است.
در این آیین، گروهی از زنان و مردان در دشت گرد هم میآمدند و با خواندن ترانهای، خواستار روشن شدن آسمان میشدند. متن این ترانه شفاهی بهوضوح پیوند میان آفتاب و معیشت کشاورزی را نشان میدهد:
«الهی خوردتاوه / فرده آفتاو دتاوه / گاونی سُم بپیسه / مالُنی سُم بپیسه / امی واش کو بپیسه / امی گندم بپیسه / الهی خور دتاوه / فرده آفتاو دتاوه»
این اشعار نشان میدهد که آفتاب در این منطقه صرفاً یک پدیده جوی نیست، بلکه عاملی برای نجات گاوها، گندم و سایر محصولات کشاورزی است که زندگی مردم شمال به آنها وابسته است.