
سلطه واسطهها بر میز قیمتها
مشکل اصلی، نه در حجم تولید، بلکه در مسیر رسیدن کالا از کارخانه تا دست مشتری است. دلالان و واسطههای متعدد در هر مرحله از انتقال کالا، حاشیه سود خود را اضافه میکنند. این زنجیره طولانی باعث میشود قیمت نهایی هیچ ارتباطی با هزینه واقعی تولید نداشته باشد. در بسیاری از موارد، فاصله قیمت درب کارخانه با قیمت ویترین فروشگاهها به قدری زیاد است که تولیدکننده نمیتواند سود خود را تضمین کند و مصرفکننده توان خریدش را از دست میدهد.
احتکار و ایجاد کمبودهای کاذب
وقتی تولید بالا میرود اما سیستم توزیع ناکارآمد باشد، کالاها در انبارهای واسطهها متمرکز میشوند. این انبار کردن یا همان احتکار، باعث ایجاد کمبود کاذب در بازار میشود. قیمتها بر اساس عرضه واقعی نه، بلکه بر اساس عرضه «دیده شده» در بازار تعیین میشود. دلالان با بازی دادن عرضه و تقاضا، قیمتها را بالا میبرند تا در زمان مناسبترین برای خود، کالا را روانه بازار کنند و بیشترین سود را ببرند.
موانع پیش روی توزیع مستقیم
بسیاری از تولیدکنندگان به دلیل نبود زیرساختهای لجستیکی یا ترس از برخورد با شبکههای توزیع سنتی، جرئت نمیکنند مستقیماً با مصرفکننده ارتباط بگیرند. این موضوع باعث میشود کالاها لزوماً از مسیرهای سنتی و پرهزینه عبور کنند و در هر ایستگاه، مبلغی به قیمت محصول اضافه شود.
عواملی که این وضعیت را وخیمتر میکنند عبارتند از:
- نبود نظارت دقیق و لحظهای بر قیمتهای هر مرحله از توزیع.
- ضعف در سیستمهای حمل و نقل و انبارداری مدرن که باعث افزایش هزینههای جاری میشود.
- نوسانات ارزی که توسط واسطهها به بهانه افزایش هزینه مواد اولیه، به قیمت نهایی اضافه میشود.
- نبود شفافیت در قیمتگذاری کالاها از مبدأ تا مقصد.
تا زمانی که حلقههای زائد از مسیر توزیع حذف نشوند و سیستمهای توزیع مستقیم جایگزین شوند، افزایش تولید تنها سود واسطهها را بیشتر میکند و فشار تورمی را بر دوش مردم میگذارد.