
فراتر از حمایتهای مالی و معافیتهای مالیاتی
تمرکز ساختارهای حمایتی در ایران تاکنون عمدتاً بر تأمین منابع مالی، ارائه معافیتهای مالیاتی و توسعه محصولات فنی بوده است. اما بررسیها نشان میدهد که ریشه ناپایداری بسیاری از استارتآپها و شرکتهای دانشبنیان، لزوماً در ضعفهای تکنولوژیک نیست. رضا عسکریمقدم، مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی، معتقد است خلأ مفهومی «تیمبودگی»، کیفیت پایین رهبری و نبود انسجام درونی، عوامل اصلی سقوط این مجموعهها هستند.
نخبگان ایرانی در حوزههای تخصصی خود توانمندی بالایی دارند، اما چالش اصلی زمانی آغاز میشود که این ظرفیتهای فردی باید در قالب یک کل همافزا فعالیت کنند. در واقع، غفلت از عامل انسانی باعث شده است که در هنگام حل مشکلات، بیشتر به جنبههای فنی و تکنیکال توجه شود و عنصر اصلی یعنی انسان نادیده گرفته شود.
کالبدشکافی اختلالات در اکوسیستم نوآوری
در اکوسیستم کارآفرینی کشور، چهار اختلال جدی شناسایی شده است که در زندگی روزمره و محیطهای کاری به دو شکل متضاد ظاهر میشوند:
- تعارضات رابطهای:تنشهایی که میان اعضای تیم شکل میگیرد و ارتباطات انسانی را مختل میکند.
- تعارضات وظیفهای:ابهام در نقشها و تداخل در مسئولیتها که منجر به کاهش بهرهوری میشود.
این اختلالات در سطوح خرد، میانه و کلان، نه تنها مانع برقراری نظم پایدار میشوند، بلکه مشارکت اجتماعی در پروژههای نوآورانه را کاهش میدهند.
نقد کلیشهی فردگرایی ایرانیها
این باور رایج که «ایرانیها قادر به کار تیمی نیستند» یا «ذاتاً فردگرا هستند»، از دیدگاه جامعهشناسی گروههای اجتماعی و روانشناسی اجتماعی فاقد اعتبار علمی است. با این حال، نمیتوان تجربههای تلخ جمعی و سازمانی را نادیده گرفت. تضاد میان توانمندی فردی و شکست تیمی، نتیجه فقدان یک الگوی کار تیمی نهادینه شده در اکوسیستم نوآوری است.
بنابراین، طراحی شبکهبرنامهای برای پایدارسازی کسبوکارهای دانشبنیان از طریق پیادهسازی الگوی کار تیمی، یک ضرورت راهبردی است. پایداری اقتصاد دانشبنیان تنها زمانی محقق میشود که ساختارهای انسانی و ارتباطی شرکتها به همان اندازه سرمایهگذاریهای فنی، مورد توجه قرار گیرند.