
فروپاشی معادله «نفت در برابر امنیت»
بحرانهای اخیر در منطقه، حقیقت تلخی را پیش روی کشورهای حوزه خلیج فارس گذاشت: این کشورها در برابر آتش جنگها مصون نیستند. تحلیل وبسایت الجزیره نشان میدهد که معادلهای که سالها تعاملات این کشورها با واشنگتن را تعریف میکرد، اکنون فروپاشیده است. این معادله بر دو پایه استوار بود: صادرات نفت بدون دغدغه و دریافت امنیت از سوی ایالات متحده.
اتفاقات شش ماه گذشته، بهویژه خسارات ناشی از میزبانی پایگاههای آمریکا، این باور را تغییر داد. حالا کشورهای عربه منطقه در جستجوی راهکاری برای محافظت از خود هستند، چرا که متوجه شدهاند چتر حمایتی آمریکا بیش از آنکه امنیت ایجاد کند، آنها را در معرض خطر قرار داده است. این دوران، در واقع آزمایشگاهی زنده برای بازتعریف جایگاه خلیج فارس در معادلات جهانی و بازنگری در روابط با آمریکا بود.
جغرافیا در برابر توهمات تکنولوژیک
واشنگتن سالها بر این باور بود که عصر جغرافیا به پایان رسیده است. اقتصاددانان سیاسی و مدرنیستهای آمریکایی ادعا میکردند با تکیه بر هوش مصنوعی و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، میتوانند اهمیت استراتژیک غرب آسیا را به حاشیه برانند و منطقه را از قدرت جغرافیاییاش تهی کنند. آنها تصور میکردند فناوری میتواند مرزهای فیزیکی جهان را بشکند و سیطره آمریکا را بدون نیاز به نقاط استراتژیک تثبیت کند.
اما تحولات میدانی، این نظریههای بزرگ را به چالش کشید. آنچه در این بازه زمانی رخ داد، نشان داد که جغرافیا بار دیگر جایگاه خود را بازیافت و ثابت کرد که فناوری به تنهایی نمیتواند جایگزین واقعیتهای زمینی شود.
تنگه هرمز؛ نقطه پایان سیطره واشنگتن
در مرکز این تغییر رویکرد، تنگه هرمز قرار دارد. واقعیتهای جغرافیایی این منطقه، باورهای مدرنیستی آمریکا را در هم شکست. نکات کلیدی در این زمینه عبارتند از:
- تنگه هرمز با عرض ۳۳ کیلومتر، نقطهای است که هیچ فناوری یا هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین موقعیت فیزیکی آن شود.
- موقعیت استراتژیک این تنگه، ادعای آمریکا مبنی بر بیاهمیت شدن جغرافیا را نابود کرد.
- تغییر معادلات نشان میدهد که جغرافیا همچنان قدرت ایجاد میکند و آمریکا نمیتواند با ابزارهای تکنولوژیک، واقعیتهای جغرافیایی منطقه را نادیده بگیرد.