
این نشست در تاریخ ۵ شهریور به همت جهاد دانشگاهی واحد استان قم و با همکاری معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ به صورت مجازی برگزار شد. در این جلسه، محورهای اصلی بحث بر روی مفهومشناسی شفقت و تاثیرات آن بر سلامت روان متمرکز بود.
تفاوت شفقت و دلسوزی از منظر روانشناختی
زهرا خداوردیان در این نشست تصریح کرد که شفقت فراتر از یک دلسوزی ظاهری است. بر اساس تحلیلهای ارائه شده، دلسوزی ممکن است در برخی موارد به عنوان نقابی برای ایفای «نقش قربانی» مورد استفاده قرار گیرد، اما شفقت به معنای مهربانی آگاهانه با خود و دیگران است که در نهایت منجر به ایجاد صلح درونی میشود.
وی همچنین اشاره کرد که در مسیر دستیابی به شفقت، موانعی وجود دارد که دشمنان اصلی این مسیر شناخته میشوند؛ از جمله:
- ذهن وراج
- انتقادگری
- سرزنش
- قضاوت کردن
تئوری سه سیستم تنظیم هیجان در مغز
در ادامه این نشست، به بررسی تئوری سه سیستم تنظیم هیجان پرداخته شد. طبق این تئوری، عملکرد مغز در مدیریت احساسات به شرح زیر است:
- مغز قدیم (سیستم خزنده): مسئول بقا و هشداردهنده خطرات است. این سیستم در برخی موارد دچار بیشفعالی شده و خطرات را بیش از حد برآورد میکند.
- سیستم انگیزشی: وظیفه تأمین نیازهای اساسی انسانی از جمله آب، غذا، سرپناه و نیازهای جنسی را بر عهده دارد.
- مغز ذهنآگاه: بخشی که با سلامت روان در ارتباط است و وظیفه تعدیل نشخوارهای فکری مغز قدیم و ایجاد تعادل میان سیستمهای دفاعی و انگیزشی را بر عهده دارد.
ویژگیهای ششگانه فرد دارای شفقت
خداوردیان برای شناسایی افراد دارای شفقت، به شش مؤلفه کلیدی اشاره کرد که هر فرد برای رسیدن به این سطح از آگاهی باید آنها را تقویت کند:
- حساسیت به رنج: توانایی درک رنج خود و دیگران بدون فرار از آن.
- همدردی: توانایی همنوا شدن با هیجانات دیگران.
- همدلی شناختی: توانایی دیدن دنیا از زاویه دید دیگران (استفاده از عینک رنجبینی).
- پرهیز از قضاوت: دوری از قضاوت در مورد خود و دیگران.
- تحمل پریشانی: توانایی مدیریت هیجانات در شرایط سخت.
- انگیزه مراقبت از بهزیستی: تلاش برای دستیابی به بهترین حالت در مسیر ارزشهای زندگی.
در نهایت تأکید شد که برای رسیدن به این سطح از شفقت، بهرهگیری از استدلال منطقی ضروری است.