
کارکرد ارتش در دوران رضاشاه: تمرکز سیاسی و کنترل داخلی
بر اساس گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ارتش در دوره رضاشاه مهمترین ابزار دولت برای ایجاد تمرکز سیاسی و تثبیت اقتدار حکومت مرکزی در سراسر کشور بود. این نیروی نظامی توانست با سرکوب شورشهای داخلی و درهم شکستن قدرت عشایر و حکام محلی، حضور دولت را در تمام نواحی گسترش دهد.
در واقع، فلسفه ایجاد ارتشی نوین در این دوره، بیش از آنکه بر پایه دفاع ملی باشد، بر محور نیازهای سیاسی دولت برای تحمیل اقتدار خود استوار بود. از این رو، ارتش در روند قدرتگیری رضاخان به سازمانی انتظامی و سیاسی در مقیاسی بزرگ تبدیل شد.
شکاف میان تبلیغات نوسازی و واقعیت دفاعی
اگرچه حکومت از نوسازی نظامی و توان دفاعی کشور تبلیغات گستردهای میکرد، اما در مواجهه با تهدیدات خارجی، فاصلهای عمیق میان ادعاها و واقعیتها وجود داشت. این مسئله بهوضوح در جریان حمله متفقین در سوم شهریور ۱۳۲۰ نمایان شد.
بررسی ناکامیهای نظامی در این مقطع نشان میدهد که فروپاشی سریع ارتش تنها به دلیل برتری نظامی شوروی و انگلیس نبود، بلکه عوامل ساختاری دیگری نیز دخیل بودند، از جمله:
- ساختار و مأموریت ارتش که برای جنگهای واقعی و گسترده طراحی نشده بود.
- شیوه فرماندهی و روحیه نظامی که با نیازهای دفاعی همسو نبود.
- تمرکز بیش از حد بر نظم داخلی به جای دفاع خارجی.
کاربردهای غیرنظامی ارتش رضاشاه
در بازه زمانی بین سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰، ارتش به جای تمرکز بر وظیفه قانونی خود یعنی دفاع از منافع شهروندان و حفظ کشور در برابر خطرات خارجی، در خدمت اهداف سیاسی قرار گرفت. از جمله موارد استفاده از ارتش در این دوره میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تهدید مخالفان سیاسی و سرکوب عشایر.
- برپایی رژههای خیابانی برای نمایش قدرت.
- مداخله در برگزاری انتخابات و حذف مراکز قدرت رقیب.