
دکتر محمدحسن زورق در گفتگو با رادیو گفتگو به واکاوی ریشههای تاریخی و سناریوهای استعماری برای تجزیه فکری و جغرافیایی جوامع اسلامی پرداخت و استدلال کرد که هویت جمعی و سازههای تمدنی بر پایه معیارهایی گستردهتر از مرزهای ملی فعلی شکل گرفتهاند.
مؤلفههای تشکیلدهنده هویت جمعی و تمدنی
به گفته دکتر زورق، هویتهای جمعی و سازههای تمدنی پایدار بر پایه شش مؤلفه حیاتی شکل میگیرند که عبارتند از:
- جغرافیای زیستی مشترک
- تاریخ مشترک
- دین و جهانبینی
- زبان ارتباطی
- فرهنگ و سنتهای همگون
- سازمان سیاسی و اداری
گستره جغرافیایی و پیوستگی فرهنگی پیش از دوران استعمار
این استاد دانشگاه اشاره کرد که حوزه جغرافیای اسلام از آسیای غربی تا شمال آفریقا و بخشهایی از جنوب غربی اروپا، برای قرنهای متمادی از پیوستگی سرزمینی، حافظه تاریخی درهمتنیده و ارزشهای اعتقادی یگانه برخوردار بوده است.
وی افزود پیش از ورود پروژههای استعماری به منطقه، پیوستگی زبانی و فرهنگی چنان عمیق بود که نخبگان، بازرگانان و متفکران بدون مواجهه با موانع هویتی و مرزهای بازدارنده، در سراسر این پهناور جغرافیایی رفتوآمد و تولید اندیشه میکردند. در این بازه زمانی، زبانهای فارسی و عربی به عنوان دو بال اصلی فرهنگ و علم، امکان تبادل اندیشه را برای تمامی اقوام مسلمان مهیا کرده بودند.
نقد محدودسازی چهرههای تمدنساز در مرزهای ملی
دکتر زورق با نقد تلاشهای مدرن برای مصادره چهرههای برجسته تاریخ اسلام در قالب مرزهای بسته ملی-قومیتی، تصریح کرد که شخصیتهای تمدنساز جهان اسلام متعلق به کل تمدن اسلامی هستند و نمیتوان آنها را درون مرزهای قراردادی قرن بیستم محدود ساخت. وی برای تبیین این موضوع به نمونههای زیر اشاره کرد:
- بوعلی سینا: زاده بخارا که در همدان و اصفهان زیست و آثار فلسفی و پزشکیاش را به زبان عربی نگاشته است.
- مولوی: زاده بلخ که آثارش را به زبان فارسی سروده و در قونیه مدفون است.
- ابنخلدون و ابنعربی: شخصیتهایی که سیر زیست علمی آنها سراسر جغرافیای اسلامی از اندلس تا شمال آفریقا و شامات را در بر میگیرد.