گروه اندیشه: دکتر فردین علیخواه استاد دانشگاه، در کانال تلگرامی اش، یادداشتی نوشته تحت عنوان «حق بستن در». او در این یادداشت پدیده «بار ذهنی» و تقسیم نانوشته وظایف میان زنان و مردان می پردازد که امکان دسترسی زنان به خلوت فکری را حتی در صورت داشتن شغل تماموقت محدود میکند. از نظر علیخواه، مردان به راحتی میتوانند با بستن در اتاق کار، از دسترس خارج شوند، اما زنان به دلیل
مدیریت مداوم امور خانه و انتظارات
اجتماعی، از داشتن چنین مرزی محرومند. این نابرابری پنهان، حق انزوا و تمرکز را به امتیازی مردانه تبدیل کرده است.
در بیشتر خانهها یک اتاق هست که درِ آن بسته میماند: اتاق کار پدر. بچهها یاد میگیرند که پشت آن در نروند، یا اگر رفتند، آرام بروند و زود برگردند. کسی این
قانون را جایی ننوشته؛ همه فقط میدانند. اما در همان خانه، اگر مادر هم پشت میزی بنشیند تا کاری فکری انجام دهد، معمولاً چنین دری برایش وجود ندارد. حتی اگر دری هم داشته باشد، انگار همیشه نیمهباز است: کسی هست که هر چند دقیقه صدایش میزند، از او چیزی میخواهد، یا فقط مطمئن میشود که هنوز آنجاست. شاید بتوان گفت این تفاوت، چیزی بیش از یک عادت خانگی است؛ نشانهی یک تقسیم نانوشته دربارهی اینکه چه کسی حق دارد از دسترس بیرون باشد.
جامعهشناس فرانسوی مونیک هیکو، در سال 1984، برای بخشی از این پدیده اصطلاحی به کار برد: «بار ذهنی». منظور از بار ذهنی، آن بخش نامرئی از کار خانه است که کمتر دیده میشود؛ نه شستن ظرف یا جارو کشیدن، بلکه بهخاطر سپردن اینکه کی باید ظرفها شسته شوند، کی نوبت دکتر بچه است، کی یخچال خالی شده. این کار، برخلاف کارهای فیزیکی خانه، تعطیلی ندارد؛ حتی وقتی دستها آزادند، ذهن هنوز مشغول است. و در بسیاری از
خانوادهها، این بار همچنان بیشتر روی دوش زنان است، حتی وقتی هر دو نفر شغلی تماموقت و فکری دارند.