
صاحبخبر - به گزارش خبرگزاری ایمنا، هر تحول بزرگ فناوری، پیش از تغییر ابزارهای زندگی، شیوه اندیشیدن انسان را دگرگون میکند. اینترنت، تلفن هوشمند و شبکههای اجتماعی قواعد ارتباطات را بازنویسی کردند. اما هوش مصنوعی نخستین فناوری فراگیری است که نهتنها در تولید و توزیع اطلاعات نقش دارد، بلکه میتواند در تحلیل، انتخاب، بازنویسی و حتی خلق واقعیتهای رسانهای نیز مشارکت کند.
این ویژگی، هوش مصنوعی را از نسلهای پیشین فناوری متمایز میکند. اگر تا دیروز رسانه تنها واسطه انتقال پیام بود، امروز خودِ فناوری به بازیگری فعال در فرایند شکلگیری پیام تبدیل شده است. الگوریتمها تصمیم میگیرند چه محتوایی دیده شود، چه موضوعی به جریان غالب تبدیل شود و چه اطلاعاتی از دید کاربران پنهان بماند. در چنین فضایی، آنچه کاربران تجربه میکنند، الزاما بازتابی کامل از واقعیت نیست، بلکه محصول انتخابهای هوشمندی است که در پشت صحنه انجام میشود.
چالش نامرئی بودن
ویژگی اصلی این تحول، نامرئی بودن آن است. برخلاف فناوریهای گذشته که تغییراتشان آشکار بود، هوش مصنوعی اغلب در سکوت عمل میکند. کاربران تصور میکنند آزادانه در حال انتخاب محتوا هستند، در حالی که بخش قابل توجهی از انتخابهای آنان پیشتر توسط سامانههای پیشنهاددهنده، مدلهای یادگیری ماشین و الگوریتمهای شخصیسازی هدایت شده است. این تغییر آرام، پرسشهای تازهای درباره استقلال فکری، آزادی انتخاب و کیفیت تصمیمگیری انسان ایجاد کرده است.
سواد رسانهای در عصر هوش مصنوعی
سالها سواد رسانهای با مفاهیمی همچون تشخیص شایعات، شناخت منابع معتبر و تحلیل پیامهای رسانهای تعریف میشد. اما امروز این تعریف دیگر پاسخگوی واقعیتهای فضای دیجیتال نیست. گسترش مدلهای مولد هوش مصنوعی، فناوریهای جعل عمیق، شخصیسازی گسترده محتوا و اقتصاد توجه، نشان میدهد کاربران با محیطی روبهرو هستند که در آن مرز میان محتوای انسانی و ماشینی، واقعیت و بازنمایی، و حتی حقیقت و اقناع، روزبهروز مبهمتر میشود.
این تحول صرفاً یک مسئله فناورانه نیست، بلکه ابعاد آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و حتی روانشناختی دارد.