
تنگه هرمز که به عنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان شناخته میشود، در کانون تنشهای ژئوپلیتیک قرار گرفته است. با این حال، رویکرد جدید واشنگتن فراتر از تلاش صرف برای بازگشایی این تنگه است. منطق سیاست ایالات متحده بر کاهش حساسیت بازارهای جهانی به اختلالات در هرمز و جایگزینسازی تدریجی مسیرهای انرژی متمرکز شده است تا از این طریق، اهرم اقتصادی و سیاسی ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
استراتژی آمریکا: از بحران استثنایی به واقعیت قابل مدیریت
راهبرد نوظهور آمریکا شامل تغییر در محاسبات هزینه-فایده تهران است. هدف این رویکرد، نشان دادن این موضوع است که بستهماندن تنگه لزوماً به معنای پیروزی استراتژیک ایران نیست. در واقع، آمریکا تلاش میکند با عادیسازی وضعیت اختلال، ارزش راهبردی جغرافیای ایران را کاهش دهد. این فرایند از طریق محورهای زیر دنبال میشود:
- کاهش حساسیت بازار جهانی به وضعیت تنگه هرمز.
- توسعه و استفاده از مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی.
- تحمیل هزینههای اقتصادی به ایران از طریق تغییر رفتار شرکتهای کشتیرانی.
- کاهش وابستگی به منابع انرژی عبوری از این آبراه.
آمار و ارقام اهمیت راهبردی تنگه هرمز
تنگه هرمز با عرض حدود ۲۲ مایل دریایی در میان ایران و عمان، نقش کلیدی در امنیت انرژی جهان ایفا میکند. بر اساس دادههای رسمی سرویس پژوهشی کنگره آمریکا، اهمیت این آبراه در سال ۲۰۲۴ به شرح زیر است:
- حجم عبور نفت: حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی در روز.
- سهم از تجارت جهانی: حدود ۲۷ درصد از کل تجارت دریایی نفت جهان.
- سهم از مصرف جهانی: حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی نفت از این مسیر عبور میکند.
با وجود تلاشها برای کاهش اهمیت این مسیر، «عادیسازی» به معنای بیاهمیت شدن هرمز نیست؛ چرا که نوسانات قیمت انرژی، فشارهای تورمی و خطر تشدید درگیریهای نظامی همچنان از چالشهای اصلی برای سیاستگذاران جهانی محسوب میشوند.