به گزارش خبرنگار گروه
فرهنگ و هنر برنا؛ ذهنیت بلاکباستر دوباره در هالیوود جان گرفته است؛ ذهنیتی که موفقیت سینما را بیش از هر چیز با اعداد بزرگ، فروشهای نجومی و رکوردهای گیشه میسنجد.
Mوفقیت خیرهکننده «مرد عنکبوتی: یک روز کاملا تازه» نمونهای تازه از همین رویکرد است؛ فیلمی که تنها در 72 ساعت به فروش نزدیک به یک میلیارد دلار رسید و بار دیگر رویای فتح قلههای گیشه را به هالیوود بازگرداند.
البته علاقه هالیوود به فیلمهای پرفروش اتفاق تازهای نیست. از «آروارهها» و «جنگ ستارگان» در دهه 1970 گرفته تا دنبالهها، فرنچایزها و فیلمهای ابرقهرمانی امروز، صنعت سینما همواره به دنبال آثاری بوده که بتوانند مخاطبان انبوه را به سالنها بکشانند.
از منظر
اقتصادی نیز این رویکرد منطقی است؛ هالیوود یک صنعت است و فیلمهای موفق، موتور اصلی درآمد آن هستند.
مشکل از جایی آغاز میشود که موفقیت
اقتصادی به تنها معیار موفقیت تبدیل شود.
ذهنیت بلاکباستر فقط به معنای ساخت فیلمهای بزرگ و پرهزینه نیست؛ نوعی طرز فکر است که ساخت آثار بسیار پرفروش را به مهمترین اولویت تبدیل میکند. در چنین شرایطی، موفقیت یک فیلم میتواند به الگویی اعتیادآور تبدیل شود؛ همانطور که یک افتتاحیه یک میلیارد دلاری در 72 ساعت، برای استودیوها به عددی وسوسهکننده تبدیل میشود که مدام بخواهند آن را تکرار کنند.
تاریخ سینما نشان داده است که این چرخه نمیتواند برای همیشه ادامه پیدا کند. در اواخر دهه 1980، پس از سالها سلطه بلاکباسترها، این احساس شکل گرفت که سینمای جریان اصلی از نظر خلاقیت به بنبست رسیده است. در همان مقطع، «بتمن» تیم برتون به نمادی از قدرت فیلمهای کمیکبوکی تبدیل شد و کمتر از دو ماه بعد «جنس، دروغها و نوار ویدئویی» با استقبال خود نشانهای از ظهور موج تازه سینمای مستقل بود؛ موجی که تنوع و
انرژی تازهای به سینمای
آمریکا بخشید.
امروز نیز هالیوود در نقطهای مشابه قرار گرفته است.