
تورم در ایران به پدیدهای تبدیل شده که فراتر از آمارهای اقتصادی، مستقیماً زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار داده است. گزارشها نشان میدهد که تورم برای دهک دوم درآمدی به ۱۰۰ درصد رسیده است. این بدان معناست که قدرت خرید این بخش از جامعه در یک سال گذشته نه با افزایش درآمد، بلکه با کاهش توانایی خرید اندازهگیری میشود.
تورم؛ مهمان ناخوانده سفرهها
افزایش قیمتها برای دهک دوم جامعه، که بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف نیازهای پایه مانند خوراک، مسکن، درمان و حملونقل میکنند، تعادل اقتصادی زندگی آنها را برهم زده است. این گروه در صف خرید، هنگام پرداخت قبوض، در فروشگاههای محله و در لحظه انتخاب میان نیازهای ضروری، با اثرات تورم روبرو میشوند.
تفاوت احساس تورم در دهکهای مختلف
تورم پدیدهای عمومی است، اما اثرات آن به طور یکسان در میان گروههای مختلف جامعه توزیع نمیشود. در حالی که خانوارهای پردرآمد ممکن است با افزایش قیمتها، تنها برخی از کالاهای غیرضروری را کنار بگذارند، دهکهای پایینتر جامعه مجبورند از نیازهای اساسی خود چشمپوشی کنند. این تفاوت در قدرت انتخاب، نمایانگر عمق تاثیر تورم بر زندگی اقشار مختلف است.
تورم؛ مسئلهای اجتماعی برای کمدرآمدها
افزایش قیمت مواد غذایی، اجاره خانه یا هزینههای درمان، خانوادههای کمدرآمد را در موقعیت دشواری قرار میدهد. آنها به دلیل اینکه بخش بزرگی از مخارجشان به نیازهای اصلی زندگی اختصاص دارد، امکان کمتری برای جبران یا کاهش هزینهها دارند. بنابراین، تورم بالا برای این گروه، بیش از آنکه یک مسئله اقتصادی باشد، به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است که مستقیماً بر کیفیت زندگی، سلامت و آینده خانوادهها اثر میگذارد.
میانگینهای آماری گاهی قادر به نمایش کامل این تفاوتها نیستند و زندگیهای متفاوتی را در پشت خود پنهان میکنند.