
فرد کاپلان، روزنامهنگار و تحلیلگر باسابقه مسائل امنیت ملی آمریکا، در یادداشتی برای نشریه Slate به بررسی ابعاد راهبرد نظامی دولت دونالد ترامپ در قبال ایران پرداخته است. وی معتقد است شکست این راهبرد بیش از آنکه ناشی از جزئیات اجرایی عملیات باشد، ریشه در تصورات نادرست درباره کارآمدی قدرت هوایی دارد.
اعتماد به ارزیابیهای نتانیاهو
طبق تحلیل کاپلان، یکی از خطاهای محاسباتی دولت ترامپ، تکیه بر ارزیابیهای بنیامین نتانیاهو درباره پیامدهای حذف رهبران ارشد ایران بود. برخلاف پیشبینیهای مطرح شده مبنی بر ایجاد خلأ قدرت، ساختارهای سیاسی و اجرایی ایران توانستند در مدت کوتاهی خود را بازسازی کرده و از فروپاشی جلوگیری کنند.
ناکامی قدرت هوایی در تغییر معادلات
کاپلان در بخش دیگری از تحلیل خود به این نکته اشاره میکند که تصور فروپاشی ساختار سیاسی ایران صرفاً از طریق حملات هوایی گسترده، با واقعیتهای میدانی و تجربیات تاریخی در تضاد بود. وی تأکید میکند که هیچ نمونه موفقی در تاریخ جنگهای بزرگ وجود ندارد که یک کشور تنها با تکیه بر قدرت هوایی توانسته باشد نتیجه نهایی جنگ را به سود خود تغییر دهد.
- عدم انطباق راهبرد هوایی با واقعیتهای میدانی ایران.
- شکست در پیشبینی توان بازسازی ساختارهای سیاسی پس از حذف رهبران.
- تضاد با تجربه تاریخی جنگهای گذشته که موفقیت در آنها نیازمند هماهنگی با عملیات زمینی بوده است.
این تحلیلگر آمریکایی معتقد است که بمبارانهای هوایی در جنگهای گذشته تنها زمانی به موفقیت منجر شدهاند که با عملیات زمینی هماهنگ بودهاند؛ موضوعی که در راهبرد مورد نظر دولت ترامپ نادیده گرفته شده بود.