
تقلیل میراث فلسفی به حافظه تاریخی
بیگانگی سنت حکمی با زندگی روزمره، ریشه در نوع مواجهه با این میراث دارد. در بسیاری از مناسبات فرهنگی و دانشگاهی، میراثی که میتوانست زبان فهم انسان و اخلاق زیستن باشد، به شرح اصطلاحات تقلیل یافته است. وقتی پرسشهای انضمامی زمانه، از بحران معنا تا نسبت انسان با تکنولوژی و رنج، به متنهای کلاسیک عرضه نشوند، سنت به جای نیروی راهبردی، به حافظهای تاریخی در حاشیه کتابخانهها بدل میشود.
ضرورت بازخوانی اندیشههای سهروردی و فارابی
قاسم پورحسن با نقد نگاههای صرفاً برهانی به فلسفه اسلامی، معتقد است که زبان ارسطویی برای توصیف حقیقت انسان کافی نیست. او با اشاره به جایگاه سهروردی، تأکید میکند که این فیلسوف با پیوند زدن عقل با شهود و اشراق، تلاش کرده است فاصله میان «دانستن» و «یافتن» را کاهش دهد.
- تأکید بر مفاهیم «علم حضوری» و «اتحاد عاقل و معقول» برای درک یقینی هستی.
- نقد رویکردهای صرفاً ذهنی و تأکید بر رسوخ حکمت در جان انسان.
- لزوم بازتفسیر متنهای کلاسیک به زبان امروز برای حل مسائل اجتماعی.
این گفتوگو در دو بخش تنظیم شده است که بخش نخست آن با عنوان «گسست از مبدأ و فراموشی نور، بحران انسان معاصر است» پیشتر منتشر شد. در بخش پایانی، پرسشهای کلیدی درباره چرخش سهروردی به سمت مفهوم «نور» و عبور از اصالت وجود به عنوان پاسخی به ناتوانی زبان وجودشناسانه در توضیح تجربه انسانی مورد واکاوی قرار گرفته است.