کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل، در تحلیل جدید خود به بررسی نقش تنگه هرمز در سیاست خارجی و امنیت ملی ایران پرداخته است. وی معتقد است این تنگه تاکنون به عنوان یک ابزار بازدارنده قدرتمند در برابر فشارهای خارجی عمل کرده است، اما تداوم این وضعیت نیازمند ارزیابی دقیق هزینهها و منافع است.
پیامدهای استفاده از اهرم تنگه هرمز
بر اساس تحلیلهای ارائه شده، استفاده از تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار، دارای دو جنبه متضاد است:
- بازدارندگی فعال: این آبراه به عنوان یکی از مهمترین نقاط استراتژیک جهان، همواره مانعی در برابر اقدامات نظامی مستقیم علیه ایران بوده است.
- ریسک جایگزینسازی: فشار بیش از حد بر این مسیر، انگیزههای بینالمللی برای ایجاد و توسعه مسیرهای انتقال انرژی جایگزین را تقویت میکند که میتواند در آینده، قدرت چانهزنی ایران را کاهش دهد.
چشمانداز مسیرهای جایگزین
احمدی تاکید دارد که هرچند تنگه هرمز همچنان نقشی کلیدی در تجارت جهانی انرژی ایفا میکند، اما کشورهای مصرفکننده و تولیدکننده در پی کاهش وابستگی به این مسیر هستند. این دیپلمات سابق تصریح میکند که اگر این تنگه به طور مداوم در کانون تنشهای امنیتی قرار گیرد، بازیگران بینالمللی با سرمایهگذاری بر روی خطوط لوله و مسیرهای خشکی، تلاش خواهند کرد تا اهمیت این گلوگاه را در معادلات انرژی جهان به حداقل برسانند. در نهایت، این تحلیل بر لزوم اتخاذ رویکردی هوشمندانه در استفاده از ابزارهای بازدارنده تاکید دارد تا از تغییر نتیجه بازی به ضرر منافع ملی جلوگیری شود.