
پس از آتشبس اردیبهشت و تفاهمنامه اسلامآباد در خرداد ۱۴۰۵، تنشها میان تهران و واشنگتن در موضوع تنگه هرمز بالا گرفت. در تیرماه، نقض تفاهم از سوی آمریکا با واکنش نظامی ایران مواجه شد. برخلاف تنشهای گذشته، رژیم صهیونیستی در این مقطع حضوری کمرنگ داشته است.
عوامل انفعال تلآویو
چندین عامل در تصمیم انفعالی تلآویو مؤثر بوده است. نخست، خستگی داخلی جبهه اسرائیلی پس از ماهها جنگ پرهزینه. نظرسنجیها نشان میدهد تنها ۳۸ درصد از صهیونیستها وضعیت امنیتی کشورشان را بهتر از پیش از جنگ میدانند.
دوم، تشدید تنش در خلیج فارس تهدیدی مستقیم متوجه صهیونیستها نیز بوده، اما پیامدهای رسانهای و بازخورد افکار عمومی در سطح جهانی مانع از بیان آشکار آن شده است.
سوم، هزینه سنگین مالی و رسانهای دو دور پیشین تجاوزها که در نظرسنجیها نیز منعکس شده است.
حاکمیت ایران بر تنگه هرمز
در گزارشهای عبری و غربی تکرار شده که اعمال حق حاکمیت و کنترل ایران بر تنگه هرمز دیگر یک شعار یا تهدید بالقوه نیست، بلکه کارتی پرقدرت و همتراز سلاح هستهای است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اذعان کرده که راهحل نظامی برای باز کردن تنگه وجود ندارد و ایران با پهپادهای ارزان میتواند آن را بسته نگه دارد. این اعتراف نشاندهنده جایگاه بازدارندگی ایران در این معادله است.
هوشمندی اسرائیل و اقتدار ایران
رژیم اسرائیل این بار با زیرکی توانست هزینه رویارویی با ایران را بر دوش آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس بگذارد. جمهوری اسلامی نیز در سوی مقابل، با پافشاری بر حق حاکمیت قانونی خود بر هرمز نشان داد بازدارندگی برخاسته از اقتدار ملی میتواند مؤثرتر از هر معادله دیپلماتیک عمل کند.