
پس از سالها خشکی و نگرانی برای دریاچه ارومیه، بازگشت آب به این پهنه آبی، امیدها را زنده کرده است. با این حال، سواحل دریاچه اکنون با منظرهای ناخوشایند از زبالههای رها شده روبرو است. بطریهای پلاستیکی، کیسههای نایلونی و سایر پسماندها که توسط بازدیدکنندگان برجای ماندهاند، چهره طبیعت را مخدوش کردهاند.
این پدیدهی ناگوار، پرسشهای جدی را درباره نگرش فرهنگی و مسئولیتپذیری افراد در قبال محیط زیست مطرح میکند. زبالههای برجای مانده نه تنها نشاندهنده بیتوجهی به طبیعت، بلکه بازتابی از وضعیت فرهنگی جامعه است. در حالی که انسانهای متمدن ردپای مثبتی از خود به جا میگذارند، بیمبالاتی در قبال محیط زیست، پیامدهای ناگواری به همراه دارد.
دریاچه ارومیه که پس از تحمل سالها خشکسالی، اکنون در مسیر بهبودی قرار گرفته، نیازمند مراقبت و احترام است. آیا رها کردن زباله در سواحل این دریاچه، که تازه از بستر مرگ برخاسته، منصفانه است؟ نگرانی از خشکسالی جای خود را به نگرانی از بیفرهنگی داده است؛ چرا که خشکسالی شاید با باران جبران شود، اما فقر مسئولیتپذیری در قبال محیط زیست، درمانی پایدار ندارد.
آموزش مسئولیتپذیری زیستمحیطی از سنین پایین اهمیت بسزایی دارد. زمانی که کودکان رفتار نادرست در قبال طبیعت را مشاهده میکنند یا خود مرتکب آن میشوند، این الگوهای غلط در آینده نیز تکرار خواهد شد و به آلودگی جنگلها، رودخانهها و شهرها منجر میشود. دریاچه ارومیه بیش از هر چیز به احترام و درک اهمیت حفظ آن نیاز دارد.
تلخترین تصویر این روزها، نه سواحل پر از زباله، بلکه مردمی هستند که برای لذت بردن از زیبایی طبیعت به آنجا میروند، اما زشتی و بیتوجهی را با خود به ارمغان میآورند. قضاوت تاریخ درباره ما نه بر اساس سخنانمان، بلکه بر اساس ردپایی که در طبیعت به جا میگذاریم، شکل خواهد گرفت.