
تأثیر قیمتگذاری دستوری بر زنجیره تأمین آرد
صنعت آرد به عنوان یکی از ارکان اصلی تأمین قوت غالب مردم، سالانه میلیونها تن گندم را فرآوری میکند. با این حال، فعالان این صنعت با چالشهای مزمنی روبرو هستند. در حالی که هزینههای جاری شامل انرژی، حملونقل، دستمزد، بستهبندی و استهلاک ماشینآلات به طور مداوم افزایش یافته، قیمت فروش آرد همچنان تحت نظام قیمتگذاری دستوری تعیین میشود. این شکاف میان هزینههای واقعی و نرخهای تکلیفی، انگیزه سرمایهگذاری برای نوسازی تجهیزات را به شدت کاهش داده است.
اصلاح شیوه پرداخت یارانه؛ مطالبه اصلی فعالان
معماریان، نائب رئیس انجمن صنفی سراسری صنایع آرد، بر لزوم تغییر رویکرد در پرداخت یارانهها تأکید دارد. به گفته وی، پرداخت یارانه به آرد به جای مصرفکننده نهایی، علاوه بر ایجاد رانت و انحراف در شبکه توزیع، نظارت دقیق بر این زنجیره را دشوار کرده است. تجربیات جهانی نشان میدهد که پرداخت مستقیم یارانه به خانوارها میتواند ضمن حفظ قدرت خرید اقشار هدف، شفافیت اقتصادی را افزایش داده و از هدررفت منابع عمومی جلوگیری کند.
مؤلفههای تعیین قیمت واقعی آرد
فعالان این صنعت بر این باورند که قیمتگذاری باید بر اساس واقعیتهای اقتصادی صورت گیرد. برای محاسبه قیمت تمامشده آرد، باید تمامی هزینههای عملیاتی شامل موارد زیر لحاظ شود:
- قیمت خرید تضمینی گندم
- هزینههای حملونقل و ذخیرهسازی
- هزینههای فرآوری و انرژی
- دستمزد نیروی کار و بستهبندی
- هزینههای استهلاک و تعمیرات ماشینآلات
عدم توجه به این مؤلفهها منجر به محدودیت نقدینگی کارخانهها شده و در بلندمدت کیفیت تولید را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین ممنوعیت خرید مستقیم گندم توسط کارخانهها، به عنوان مانعی دیگر در مسیر رقابت سالم و ارتقای کیفی محصولات شناخته میشود که نیازمند بازنگری در سیاستگذاریهای کلان است.