
در پی ادعای رئیس دانشگاه صداوسیما مبنی بر بیشتر بودن اعتماد مردم به این رسانه نسبت به دولت، نتایج یک پیمایش مرکز افکارسنجی «آراء» مورد بررسی قرار گرفته است. این ادعا با استناد به ارقام منتشرشده، از دو خطای اساسی در تفسیر دادههای افکار عمومی رنج میبرد.
تحلیل آماری اختلاف ۳ درصدی
بر اساس ارقام منتشرشده، میزان اعتماد «زیاد» و «خیلی زیاد» به صداوسیما ۲۸ درصد و به دولت ۲۵ درصد بوده است. در نظرسنجیهای ملی، اختلافی در حد سه واحد درصد، معمولاً در محدوده حاشیه خطای پیمایش قرار میگیرد و نمیتوان آن را از نظر آماری تفاوتی معنادار دانست. بنابراین، این ارقام بیش از آنکه از «برتری اعتماد به صداوسیما» حکایت کنند، نشان میدهند سطح اعتماد اعلامشده به دو نهاد تقریباً نزدیک است. معنادار نبودن این اختلاف به این معناست که نمیتوان با اطمینان گفت این فاصله ۳ درصدی واقعاً در میان کل جامعه وجود دارد. تکرار همین نظرسنجی با گروهی دیگر از مردم و با همان روش، ممکن است این فاصله را کمتر کند، از میان ببرد یا حتی جای دو عدد را عوض کند. تبدیل اختلافی کوچک و ناپایدار به یک نتیجه قطعی سیاسی، تحلیل علمی دادهها نیست؛ بلکه بزرگنمایی گزینشی آماری است که توان اثبات ادعای مطرحشده را ندارد.
اشکال در مقایسه نهادها
اشکال مهمتر به اصل مقایسه بازمیگردد. دولت و صداوسیما دو نهاد همسنخ نیستند که بتوان رتبه اعتمادشان را بدون توجه به ماهیت وظایفشان در کنار یکدیگر قرار داد. دولت مسئول اداره مجموعه گستردهای از امور عمومی است: اقتصاد، اشتغال، سلامت، آموزش، مسکن، امنیت، سیاست خارجی، خدمات عمومی و مدیریت بحران. طبیعی است که ناکامی یا نارضایتی در هر یک از این حوزهها مستقیماً بر ارزیابی مردم از دولت اثر بگذارد. دولتها همچنین وارث مسائل انباشت شده در دهههای گذشتهاند و در شرایطی مانند تحریم، جنگ، محاصره اقتصادی و محدودیت منابع، با مطالبات گاه متعارض جامعه روبرو هستند.