
پس از دو سال نبرد بیامان و تحولات شتابان سیاسی، پذیرش طرح صلح ترامپ توسط گروههای درگیر، حماس را در حساسترین نقطه تاریخ ۳۹ ساله خود قرار داد. این جنبش اگرچه مجبور به واگذاری حاکمیت اداری غزه به کمیتهای از تکنوکراتها شده، اما با تغییر فاز از یک دولت مستقر به یک شبکه زیرزمینی، نشان داده که حذف ایدئولوژی و نفوذ این گروه مطلقا ساده نیست و ممکن است حتی از پروسه خلع سلاح سختتر باشد.
نقش حماس در طرح صلح ترامپ
طرح صلح ترامپ برای غزه که قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل نیز به آن رسمیت بخشید، در بندهای مشخصی در رابطه با نقش، تکالیف و آینده حماس نکاتی را مطرح کرده است. این طرح با هدف خروج حماس از حاکمیت مدنی و نظامی طراحی شده و الزاماتی را برای این گروه در نظر گرفته است:
- خروج کامل از اداره غزه: حماس موظف شد تمام ساختارهای اداری، نهادهای حکومتی و کنترل مدنی خود در نوار غزه را منحل کرده و اداره روزمره منطقه را به کمیته ملی مدیریت غزه بسپارد. این کمیته قرار است متشکل از تکنوکراتهای مستقل فلسطینی باشد که تحت نظارت یک هیئت بینالمللی (Board of Peace) فعالیت میکنند.
- خلع سلاح کامل: مهمترین و پرچالشترین شرط طرح برای حماس، خلع سلاح کامل (Demilitarization) است. حماس باید کلیه سلاحهای سنگین، نیمهسنگین، موشکها و پهپادهای خود را تحویل دهد.
- تخریب زیرساختهای نظامی: طرح بر نابودی و خنثیسازی کامل شبکههای زیرزمینی (تونلها)، کارگاههای تسلیحاتسازی و پایگاههای آموزشی حماس توسط نیروی تثبیتکننده بینالمللی (ISF) تاکید دارد.
- ممنوعیت حضور در نیروهای امنیتی جدید: نیروهای وابسته به گردانهای القسام یا شاخههای امنیتی حماس حق حضور در ساختار پلیس یا نیروهای امنیتی جدید غزه را ندارند.
از منظر طرح ترامپ، سهمی برای حماس به عنوان یک بازیگر نظامی یا حاکم برای آینده غزه وجود ندارد. هدف طرح، تبدیل غزه به یک منطقه غیرنظامیشده تحت مدیریت تکنوکراتهاست. اسرائیل همچنین بهدنبال آن است تا حماس را به طور کامل در غزه منزوی کرده و تا جای ممکن از بین ببرد.
خروج حماس از اداره غزه
در اواسط تیرماه، اسما...